باورهای بی باور

گمشده در پارادوکس چه کسانی هستند؟

گمشده در پارادوکس

گمشده در پارادوکس چه کسانی هستند؟Reviewed by مدیر تاتی رو on May 24Rating: 5.0گمشده در پارادوکس چه کسانی هستند؟چرا باید جامعه ای داشته باشیم پر از افردی باشند گمشده در پارادوکس ؟ آیا کودکان ما آنچه در منزل و جمع اقوام میبینند با آنچه که در محیط بیرون از خانه میبینند ، یکسان است ؟ خیر ، این همان پارادوکس است .باورهای آنها بی باور میشود به همین راحتی !

 گمشده در پارادوکس

 

یک پست پارادوکسی

چرا باید جامعه ای داشته باشیم پر از افردی باشند گمشده در پارادوکس ؟ آیا کودکان ما آنچه در منزل و جمع اقوام میبینند با آنچه که در محیط بیرون از خانه میبینند ، یکسان است ؟ خیر ، این همان پارادوکس است .باورهای آنها بی باور میشود به همین راحتی !

آنچه در نشستهای تلویزیونی میبینند با آنچه در مهمانیها یا عروسی ها میبینند یکجور است ؟ خیر ، این همان پارادوکس است . باورهای آنها بی باور میشود به همین راحتی !

آنچه درروابط هنرپیشگان در سینما میبینند ( نوع دیالوگها ، مضمون سناریوها ، پوشش لباس و آرایش بازیگران و موارد دیگر ) همان است که در تلویزیون میبینند ؟ خیر، این همان پارادوکس میباشد که کودکان قادر به تشخیص آن نیستند .باورهای آنها بی باور میشود به همین راحتی !

دیدن شادی در هر جامعه ای ، آرزوی مسئولین آن جامعه میباشد مخصوصا شادی بچه ها . برای رسیدن به این موقعیت هزینه ها میکنند . برنامه ریزی میکنند . تا افسردگی را از دل جامعه دور کنند .تا که نسلی پر از شادی داشته باشند

فقط کمبودها در جامعه ما نیست ، در اغلب کشورها نابهبودی اقتصادی دیده میشود اما ، دست اندرکاران آن جامعه شرایطی را فراهم میکنند تا به هر بهانه ای ، افراد آن جامعه خود را تخلیه کنند . برای مثال میتوان به کوبا اشاره کرد .

در بسیاری دیگر از کشورها مردم بی توجه به فشارها در شرایط سخت ، خود را با شادی و سرگرمی ، استرسشان را خنثی میکنند و مسئولین نه تنها ممانعتی نمیکنند بلکه در ترویج آن تلاش میکنند .

اما بهانه این مطلب از روزی در ایام دور شروع شد که انسانهای خوش مشرب توانستند ( کلید سل ) را کشف کنند و از آنروز، ترکیب ( شش نت ) به صورت نجواهای خوش الحان در طی قرن ها ، از حلزونی گوشها ، عبور کرد و پرده های موسیقی با پرده گوشها عجین شد .

از همان دیرباز دسته بندی در سبکهای موسیقی ، علاقه مندان را نیز دسته بندی کرد . برای هر سبکی اشعار خاص همان موسیقی سروده شد . از همان زمان خط کشی موسیقی جلف و فاخردر هر نقطه ای از دنیا ، کشیده شد .

با درخشش اساتیدی چون موتسارت، باخ ، بتهوون ، چایکوفسکی وتنی چند از شگفتی سازان عرصه موسیقی با خلق سمفونیهای جاودانه ، حقانیت تاثیر گذاری موسیقی بر روح و روان انسان را به اثبات رساندند.

در دیگر اقلیم ، موسیقی هائی با زبان همان قوم و فرهنگ در اندیشه های مردمانشان ریشه دواند .

در ایران زمین هم به موتسارت دنیای موسیقی ، باربدها و نکیساها و امثالهم حضور چشمگیری داشتند وگذر ایام خالق استادانی (چیره فهم) و ( چیره پنجه ) شد تا فرهنگ این مرز و بوم را امضا کنند  و چون امروزی را شاهد باشیم که ثابت شود موسیقی در تغذیه روان بشری ، حضوری لاینفک دارد .

این تلاشها با تلاش اساتیدی در امر ساخت و ساز سازها همراه بود و نتیجه آن چنین شد که هر فرهنگی چندین ساز مختص خود را در اختیار گرفت مثل ( تار ) ایرانی با صدای جادوئی .

بحث پیرامون این مبحث بسیار گسترده است و این مجال ، مجال گسترده کردن آن نیست اما ، جای تعجب نیست که موسیقی مبتذل را هم ، که اختلاف فاحشی با برترسازان موسیقی دارند را ، بپذیریم .

مگر برای تغذیه جسم ، کسانی رو به تناول ( فست فود ) نمیبرند ؟ خیلیها هم اعتقادی به این نوع تغذیه ندارند و سمتش نمیروند .

 ترکیبات موادغذائی همان است که با آن میتوان خوراکی به دست آورد که سلامتی کامل رابرای مصرف کنندگان به دنبال دارد اما برای بعضی تبدیل به خوراکی بی کیفیت میشود و بخاطر خوشمزگیش ، علاقه مندانی هم ، دارد .

آیا میشود همه را از خوردن ( فست فودها ) منع کرد ؟ خیر . نه تنها نمیشود جلوگیری کرد بلکه مجوز فعالیت و افتتاح مراکز شیک و خوش آب و رنگ میگیرند ! فقط در تریبونهای مختلف به مضرات آن اشاره میکنند .

مواد مشابه است ولی  آشپزها خوراکهای گوناگون تهیه و پخت میکنند مانند دوزنده ها که از پارچه های مختلف برای سلایق مختلف لباس میدوزند . این در حالیست که بعضی از مدلها مناسب عرف جامعه نمیباشد . آهنگسازی هم از این معقوله جدا نیست .

در فیلمسازی هم ابزار و کلام ، بطور یکسان دست مدعیانه ! اما بعد از صدا ، نور ، دوربین ، اکشن ! یکی چون اصغر فرهادی با اسکار خارج میشود و یکی هم با خوراکهای ….. !

آهنگسازان و سراینده ها هم آثاری متنوع خلق میکنند و برای هرروح و روانی خوراکی شنیداری ارائه میکنند. با ترکیب همان (شش نت) و نوع استفاده از سازهای مختلف یک اثرمجموعه  آثار ( شجریان ) میشود یکی هم ( جنتلمن ) ساسی مانکن  در جای دیگر( دیوار ) (گروه پینک فلوید ) خلق میشود و در مقابلش ( مایکل جکسون ) فقید روی استیج خودنمائی میکرد . همه هم طرفداران خود را داشتند .

نتیجتا ، اگر ترکیب اثر موسیقی  ( استاد شجریان ) را ، ترکیب موفق بدانیم پس به ترکیب سبک موسیقی(ساسی مانکن ) باید گفت : مرده شور( ترکیبش ) رو ببرند؟

خیر ، که اگر چنین باشد نتیجه عکس خواهد داشت و از منافذ مختلف رشد و شنیده میشود ، اگر هم لجبازی هم چاشنیش شود ، بیشتر استقبال میشود تا جائی که خواننده اش به اصطلاح ایجاد چالش کرده و ( جهاد قر ! ) صادر میکند آنهم برای یک مسئول که کرسی مهمی دارد ! حال چرا آن مسئول خود را وارد این برخورد کرده عجیب است !

فقط آموزش صحیح و آشنائی با سبکهای فرهنگساز چاره میباشد . فقط تبلیغات کردن و میدان دادن به آهنگسازان و شعرای وزین ، کارساز است . آشنا کردن بچه ها با خوب و بدها ، با زبان و تربیت معجزه گر نه چوب تر ! البته آموزش دهنده هم نباید دچار پارادوکس باشد !

یعنی ، اگر بچه از او پرسید که چرا آلات موسیقی در فروشگاه ها فت و فراوانند و در مجامع عمومی به راحتی عیان هستند ، پس چرا در قاب تلویزیون ( اخیه ) ؟ ایشان جواب قانع کننده ای داشته باشد ، نه چون ما الکن از پاسخگوئی !

فراموش نکنیم در همین آب و خاک یک دخترآهنگساز ویلن زن ، موفق به اخذ جوایز معتبر از جشنواره های مختلف داخلی و خارجی شد و اخیرا درخیابان ( گذر سینما ) با ویولونش بطوراجرای زنده ، چندین موسیقی متن فیلم را ، نواخت . بله در همین نزدیکی !

بالاخره بچه های مدرسه ما شادی میخوان ، باید برای آنها خوراک مناسب فراهم کنیم . بچه ها را دچار دو گانگی نکنیم ! باید بدانیم دنیای آنها به مدرسه ختم نمیشود ، در منزل ، کنار اقوام ، دوستان دور و نزدیک ، جامعه و از همه مهمتر فضای مجازی ، به آنها میگویند که دنیا چه خبره !

 پس باید با آنها هم سو شویم و از در اندیشه آنها وارد شویم و درک کنیم که بچه ها ، بچه نیستند. بچه ها میفهمند واحمق نیستند . فقط مراقبت و آموزش میخواهند . چنانچه از پیامبر روایت است برای ارتباط با کودکان وارد دنیای آنها شویم و حتی کودک شویم . نیازهایشان را با متخصصان در میان بگذاریم . نترسیم ، نتیجه خوبی خواهیم گرفت .

مخلص کلام ، پارادوکسها را کم کنیم و باورها را بی باور نکنیم . بدانیم که زود دیر میشه به اندازه یک پلک زدن !  نیاید روزی که با تاسف بگیم ( آخ ، بازم مدرسه مون دیر شد ! )

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

یک نظر

  1. نگارنده به خوبی توانسته!
    یکی از پیچیده‌ترین مسائل اجتماعی روز را (هرچند دست‌وپاشکسته و مختصر) ولی با زبانی ساده برای هر خواننده‌ی کم‌مطالعه‌ای «همه‌فهم» کند که این موفقیت بزرگ؛ خود از نیازهای مبرم جامعه بی‌حوصله و مبرا از مطالعه‌ای می‌باشد که سرانه‌ی مطالعه‌‌اش را باید به «دقایق» محاسبه و ارزش‌یابی کرد. باشدکه:
    این شیوه‌ی نگارش سرمشقی آموزنده برای هر متفکر دانش‌پژوهی باشد تا شاید اذهان دنباله‌رو از پارادایم باورهای فرسوده و نابارور دست کشند و با پرسش‌های بسیار؛ به تفکرانتقادی روی آورند!!! که یکی از شاهراهای اصلی برون‌رفت از بحران‌های موجود بوده و نیاز تاریخی و مبرم جامعه‌ی گرفتارِ به یوغِ باورهای پندارگرایانه و وهم‌انگیز است.
    همانا که:
    روآوردن به پرسشگری و تفکر انتقادی سرلوحه روشنگری حقیقت‌پژوهان است!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + 10 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن