باورهای بی باور

ادا در آوردن یا خود رها کردن ؟

ادا در آوردن یا خود رها کردن ؟

ادا در آوردن یا خود رها کردن ؟Reviewed by مدیر تاتی رو on Aug 18Rating: 5.0 ادا در آوردن یا خود رها کردن ؟ پس اگه دلمون دوست داشت از چیزی بدمون بیاد ، بیاد ، نه چون فلانی بدش میاد ، ما همبی دلیل ، بدمون بیاد ، ادا هم باید حرفه ای باشه تا دچار بی باوری نشویم .

 ادا در آوردن یا خود رها کردن ؟

 

یک پست خود مسخرگی

 

  آیا حواسمون هست که از صب تا شب چقدرخودمونیم یا به دلایلی ناخواسته ، خودمون

نیستیم و ادا در میاریم .

مثلا چقدر باور داریم خودمونیم یا برعکس ، باورمون رو بی باور میکنیم تا رضایت طلبی

شخصی رو، به مصلحتی بکنیم ؟ حتی هم پایه خودمون رو له کنیم .

فرض کنیم تو محفلی هستیم که گنده اون محفل ( بالاخره تو هر محفلی یکی دو تا گنده پیدا

میشه ! ) یه تیکه ای پرت میکنه سمت مدعوین محترم ! فکر میکنه که یه معجون نمک

 وعسل رو به جماعت پیشکش کرده و انتظارش هم اینه که با بمب خنده متصاعد شده از

 جماعت ، دیوار صوتی رو بشکونه !

خب جمعی شاید برای خوشایند ، گنده مجلس لبخندی بزنند ، اما عده ای هم میرند تو قالب

خودمسخرگی و چنان میخندند که خود گنده مجلس هم توقع نداشته ! حتی اگه موضوع و

مضمون اون تیکه کذائی ! دست انداختن یه مفلوک باشه ! خب باشه ! مفلوک کیلوئی چنده ؟

تو اتوبوس نشستیم و با سایر مسافرین ، محو هنرنمائی راننده هستیم ، طرف هر جور

 دوست داره ، میرونه . بی مورد بوق میزنه ، ویراژ بیمارگونه و سایر قضایا ! صدای خواننده ، پخش صوت اتوبوس هم ، متاسفانه راننده گنده کنه ! خواننده داره میخونه :

 من برم راننده رو اون کلاج و دنده رو ،  والخ !

این وسط ، یه نفر پیدا نمیشه که بگه : آقای دست فرمون قشنگه ، عزیزم ، قربون شاخ

سیبیلات ، آخه باباجون نه اتوبوست کامیونه ، نه مسافرات هندوونه !

خب پیش خودمون میگیم :  ولش کن هر جور دوست داره بره ، فقط ما رو برسونه کافیه اما

درد جای دیگست ! مثل چی ؟

اگه براثر رانندگی ناهنجار این داش مشتی ، یه راننده دیگه که دچار معضل شده به این نوع

رانندگی اعتراض بکنه ، یهو با برخورد زشت راننده روبرو میشه ! اما درد اینجاست که یه

عده از مسافرین به تبعیت از راننده ، سرشون رو از پنجره میبرند بیرون و مثل اینکه

عمری قوم و خویش راننده هستند ، شروع میکنند به لیچار گویی ، هر چی راننده فحش داده

، این جماعت چهارتا هم میزارند روشو و نثار اون راننده معترض میکنند ! بعد با خرسندی

تا آخر مسیر از راننده دلبری میکنند ،

آیا این دلبری ناشی از خود بی باوری نیست ؟ چرا فکر میکنند ، چون تو یه اتوبوسند ، پس

 باید از راننده حمایت کنند ، حتی حمایت کور کورانه ، مثل همان خنده های کورکورانه !

که برای خوشایند اون گنده مجلس ، به پایش ریختند .

این رفتار منفور، از کودکی با ما شده ، تو دوران مدرسه که همه مون یادمونه ، معلم جوکی

مسخره میگفت ، همه مون به هم نیگا میکردیم والکی میخندیم ، فقط برای رضایت دل معلم،

یعنی حتی ادا در اوردن هم بلدیت میخواد که ما هنوز آماتوریم . اما مرحوم ( لن کاگنیتو)

که ادایش هم ، حرفه ای بود . خدایش رحمت کند .

به گزارش خبرگزاری ( ای بی سی )  کمدین محبوب انگلیسی که در حال اجرای استند پاپ

بود ، به تماشاگرانش گفت که میخوام ادای مردن را در بیاورم !

او چنان ادای مرگ را ، حرفه ای اجرا کرد که جلوی چشم تماشاچیانش ،برای همیشه مرد !

پس اگه دلمون دوست داشت بخندیم ، بخندیم ، نه چون ……..

پس اگه دلمون دوست داشت از شعری لذت ببریم ، ببریم ، نه چون …..

پس اگه دلمون دوست داشت از چیزی انتقاد کنیم ، بکنیم ، نه چون …..

پس اگه دلمون دوست داشت از چیزی بدمون بیاد ، بیاد ، نه چون فلانی بدش میاد ، ما هم

بی دلیل ، بدمون بیاد ، ادا هم باید حرفه ای باشه تا دچار بی باوری نشویم .

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 5 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن