آخ

قهرمان پوشالی و خطر آن

قهرمان پوشالی و خطر آن

قهرمان پوشالی و خطر آنReviewed by مدیر تاتی رو on May 4Rating: 5.0قهرمان پوشالی و خطر آنآغازگر فریاد پدری (قهرمان پوشالی) بود که شاهد دور شدن پسرش در مسیر کانال پر از آب وحشی بود که عاجزانه در میان امواج برای ادامه زندگی دست و پا میزد 

قهرمان پوشالی و خطر آن

 

یک پست قهرمانانه اما پوشالی

( آخ )

آغازگر فریاد پدری (قهرمان پوشالی) بود که شاهد دور شدن پسرش در مسیر کانال پر از آب وحشی بود که عاجزانه در میان امواج برای ادامه زندگی دست و پا میزد

پدر که قصد داشت دو پسر نوجوانشرا به یک شنای رایگان مهمان کند چون قهرمانان قصه ها دو پسر را یکی از پشت و دیگری را ازجلو به خود آویزان کرده و با غرور پدری خود محور به آب میزند . بعد از کمی حرکت در میان آب کانال ، متوجه از دست رفتن قوای پسر کوچکش نشده و شوربختانه بر اثر فشار آب دستناتوان پسر از گردن پدر رهاشده و با جریان آب همراه میشود.

پدر وحشتزده قصد داشت نجاتگر پسر کوچکش شود که از پسر بزرگتر هم غافل شدو متاسفانه برادر بزرگتر هم تسلیم امواج شده و به سمت برادر کوچک کشیده میشود.

صدای آخ های مکرر پدر(قهرمان پوشالی) در میان امواج گم میشود. متاسفانه بعلت اینکه کاری از دست پدرساخته نبود ، در لحظاتی بعد ، اهالی حمیدیه آبادان شاهد مرگ هر دو پسر قرار میگیرند. پدر (قهرمان پوشالی)کهعمق فاجعه را نمیتوانست هضم کند دچار سکته قلبی شده و با مرگش ، به دو پسرشمیپیوندد.

حرف آخر

آیا یک تفریح بی فکر ، ارزش این فاجعه را داشت که تبعاتش باعث حذف یک خانواده وبدنبال آن معضلاتی برای دیگر اقوام خانواده در پی داشته باشد ؟ آیا بوجود آمدن اینحادثه واقعی ، باعث نمیشود که کمی فکر را چاشنی زندگی کنیم تا واژه منفور و دردناک ( آخ )شنیده نشود.

 

(AHC)

initiated a father-in-law shouting when he saw his son pass through the canal filled with wild water, and walked wildly through the waves to live. The father, who intended to have two teenage boys go to a free party, because heroes of the stories hug two boys from one side to the other and drown themselves with their paternal pride.

After a bit of moving through the water channel, he did not realize the loss of his little boy’s strength and, unfortunately, he was abandoned by the pressure of the handwritten boy from his father’s neck and flooded with water. The horrified father intended to save his younger son, who was unaware of his older son.

And, unfortunately, the older brother surrenders to the waves and stretches toward his little brother.

The sound of the frequent dreams falls among the waves. Unfortunately, due to the fact that nothing was left unpacked, in moments later, Hamidieh residents of Abadan witnessed the death of both boys. Father, who could not digest the tragedy, suffered a heart attack and, with his death, joined his two sons.

Was an unpardonable fun worthy of the tragedy that caused the consequences of eliminating a family and following those tribal problems for other relatives of the family? Does the emergence of this real event, does not make it a bit of a stuffy thing to live up to, so that the hateful (painful) word is not heard.

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × سه =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن