آخ

آخ برای یک کیلو گوشت آبگوشتی

آخ برای یک کیلو گوشت آبگوشتی

آخ برای یک کیلو گوشت آبگوشتیReviewed by مدیر تاتی رو on Aug 6Rating: 5.0آخ برای یک کیلو گوشت آبگوشتیآخ فریاد منفور چوپان میانسالی بود که ، شنونده اش فقط یک گوسفند پشمالو بود !ماجرا از شیطنت یک گوسفند بازیگوش شروع شد که چست و خیز کنان در لبه پرتگاهی با علفهای خوشمزه حال میکرد که ناگهان از فرط نئشگی از خود بیخود شده و به پایین سقوط کرد .

( آ خ برای یک کیلو گوشت آبگوشتی )

 

یک پست بع بعی

آخ فریاد منفور چوپان میانسالی بود که ، شنونده اش فقط یک گوسفند پشمالو بود !

ماجرا از شیطنت یک گوسفند بازیگوش شروع شد که چست و خیز کنان در لبه پرتگاهی با علفهای خوشمزه حال میکرد که ناگهان از فرط نئشگی از خود بیخود شده و به پایین سقوط کرد .

چوپان شوربخت با فریاد (ای وای گوشت کیلویی صد و پنجاه هزارتومنیم پرید)  خود را به گوسفند سرنگون شده که لای چند تخته سنگ گیر کرده بود ، رسانید . چوپان با سعی و تلاش گوسفند را به بالا هدایت کرد اما در یک لحظه پایش لغزید و با یک آخ بلند و بالا به عمق پرتگاه سیصد متری ، غلطید . در این شرایط فقط صدای بع بع گوسفند ، یارش بود.

بعد از ساعاتی ، اقوام و آشنایان ، در جریان غیبت گوشت دار فامیل قرارگرفتند و به دنبال او رفتند تا به محل حادثه رسیدند . یکی از اقوام به نام ( او یار قلی ) متوجه او شد و بافریاد جویای حالش شد .

_ عموعباس آی عموعباااااااااس کجایی عموعباااااس اون جا چیکار میکنی عموعباس ؟

_ اویار قلی خوش اومدی  بیا که خوش خوش اومدی اومدی که یاریم دهی  از دره رهاییم دهی

اما پرتگاه صعب العبور بود و امکان نجات از دست یاران اویار قلی دیده نمیشد . پس راه چاره متوسل شدن به هلال احمر بود و تا صبح حاصل کار نتیجه ای نداشت . پس به یک بالگرد متوسل شدند و بالگرد تا سپیده صبح صبر کرد و بالاخره بعد از بیست ساعت چوپان فداکار نجات پیدا کرد .

اما با یک محاسبه ساده میدانید گوشت صد و پنجاه هزار تومنی گوسفند چه رشدی کرد؟ با توجه به هزینه نجات اعم از عوامل انسانی و بالگرد ، هر کیلو گوشت گوسفند مذکور تا کیلویی یک میلیون تومان هم میتوان قیمت گذاشت !

عمو عباس بعضی وقتها باید کاری به از این کرد ، مثل کاری که همتا و همکار خودت کرد . در ارتفاعات ایلام وقتی یک پلنگ به گله ای میزند ، چوپان با اینکه مسلح به یک تفنگ بود ، اما به احترام قانون طبیعت ، پلنگ را آزاد گذاشت تا با دریدن دو گوسفند شکمی از عزا در آورد و سهمش را از طبعت بگیرد .

این حرکت سخاوتمندانه چوپان فداکار باعث شد تا نامش به نکویی برده شود و حتی به پاس این نگاه انسانی ، از طرف چند نهاد مردمی ، جبران مافات هم شد .

خب عمو عباس عزیز ، بهتر نبود گوسفند خود را در آن شرایط نذر طبیعت میکردی ؟ شاید در دور دست پلنگی به همت تو نیاز داشت و تو هم با عدم فریاد (آخ) منفور ، نه تنها این هزینه را متحمل نمیشدی ، بلکه خود را نیز در عذاب قرار نمیدادی !

و شاید بقیه گوسفندانت با افتخار برایت هورا ، ببخشید چند بع بع جانانه سر میدادند ، شاید !

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − سه =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن