تحلیل خبر

از ماسکهای کشتی کج تا ماسک کرونائی ! قسمت اول

ماسک کرونائی

از ماسکهای کشتی کج تا ماسک کرونائی ! قسمت اولReviewed by مدیر سایت تاتیرو on Jul 22Rating: 5.0از ماسکهای کشتی کج تا ماسک کرونائی !

از ماسکهای کشتی کج تا ماسک کرونائی !

یک پست از پشت ماسک

 

آموزش استادانه تا برداشت استادانه !

بینندگان محترم به صفحه تلویزیونی براق شده بودند و در حالیکه شش دانگ حواسشون رو سپرده بودند به توصیه گوینده ، سعی میکردند نکاتی رو نت برداری کنند ! در تصویر صورت فردی دیده میشد که ماسکی به چهره زده و با صحبتهای گوینده ، همزمان نکات وی را برای بینندگان محترم ، اجرا میکرد .

گوینده : کاملا دقت کنید بینندگان محترم که چگونه باید ماسک را بعد از گذراندن روز از چهره برداشت . توجه کنید قبل از اینکه دست به صورت ببرید در ابتدا دستهایتان را با صابون به مدت بیست ثانیه به هم بمالید و خوب آبکشی کنید

( فردی که روبروی بینندگان محترم قرار دارد ، با یک صابون تپل خوشرنگ که مشخص بود از اون خوباش هم هست ، شروع به مالیدن تمام اکناف و زوایای دستها تا زیر ناخنها به کمک برس کوچکی ، میکند )

گوینده ادامه میدهد : این عملیات باید بالای بیست ثانیه ادامه داشته باشد سپس خوب دستها را آبکشی کنید و خوب خشک کنید همینطور که همکار من برای شما اجرا میکند .

 

گوینده راست میگفت چون همکار ایشون برای ما اجرا کرد !

گوینده : خب حالا دستها را به آرامی میبرید پشت لاله های گوشهایتان و باز به آرامی بندهای کشی ماسک را از پشت لاله های گوشهایتان آزاد کرد و باز به آرامی ماسک را از بینی خود جدا کرده و باز به آرامی در سطل زباله بگذارید و باز به آرامی در سطل را ببندید همانگونه که همکار گرامی من برای شما بینندگان محترم اجرا کرد !

( و با کمال تعجب باز صحبتهای گوینده عین واقعیت از کار درآمد و همکار گرامیش برای ما بینندگان محترم انجام داد و ماسک را بدون اینکه به دستها و صورتش مالیده و تماس پیدا کرده باشد ،در سطل می اندازد  !

عجبا و جل الخالق!

 

همان شب در ساعت 9بعداز ظهر در غیاب گوینده محترم !

سطل مربوطه که حاوی ماسک بیننده گرامی بود ، توسط رفتگر گرامی در سطل بزرگ ریخته میشود و بعد از مدتی زباله گرد گرامی سرو کله اش پیدا شده و برای یافتن قوطی های پلاستیکی برای بازیافت ، شروع به تفتیش سطلها ( با تفتیش عقاید فرق میکنه ) بله شروع به تفتیش سطلها کرده و در حالیکه تا کمر شاید هم کمی بیشتر ( بستگی به قد و بالای زباله گرد گرامی دارد ! )

در سطل دولا شده محتویات زباله را بیرون میریزد! در میان دورریز هدف مند زباله گرد محترم ، زمین پر میشود از دستکشها و ماسکهای دور ریخته شده بینندگان محترم ! بعد از اینکه زباله گرد محترم با کوله باری از قوطی های شامپو و روغن و سایر خرت و پرتها ، محل را ترک میکند .

بعد از ایشان ،  پست را به راننده محترم زباله بر سپرده که ایشان هم کامیونت را در کنار سطل متوقف میکند. اما غافل از اینکه لاستیکهای چرخ کامیونت روی ماسکها و دستکشهای پلاستیکی بینندگان محترم قرار گرفته است .

 بعد از تخلیه سطلها ، راننده محترم به سمت خارج شهر میرود ! در حین حرکت کامیونت حامل زباله ها ، تعدادی از دستکشها و ماسکها که لابلای چرخ و اطراف کامیونت گیر کرده بود ، به شکل مرتب و آنکارد شده ، کف زمین محله های بینندگان محترم و چه بسا گوینده محترم میریزد . چه صحنه شکوهمندی !

دستکشها در حالیکه چهارچنگولی به شکل وحشتناکی چون زامبی ، کنار ماسکها قرار گرفته در جوار منازل بینندگان محترم به انتظار مینشینند .

ماجرای ادامه دارد

دم دمهای صبح راننده محترم کامیونت آبپاش سر رسیده و برای پاکسازی و طراوت محله ، به شدت آب را کف زمین میپاشد و ماسکها و دستکشها در حالیکه در میان آب غوطه ور سده اند ، رقص کنان ( همان حرکات موزون ) در گودالهای آب در انتظار خورشید خمیازه میکشند .

با دمیدن خورشید عالمتاب ، بینندگان محترم یک به یک از منازل خارج شده و ناغافل چرخهای اتومبیلشان مماس دستکشها و ماسکها ، شده و در حالیکه ذرات ویروس بیچاره کرونا در لابلای لاستیکهایشان گیر افتاده اند ، به ماموریت ناخواسته که همانا پخش کردن ویروس در سطح شهر است ، میروند !

دیگر قابل پیش بینی است . توپ بازی بچه ها ، کف کفش عابرین ، چرخ خودرو ها و سایش در پارکینگها و موارد دیگر از این دست ، تا ویروسهای منتظر را به مقصود رسانده تا دیگر شهروندان محترم شهر بی نصیب نمانند . در این بزم شاهانه ، کرونا کجا بره ؟!

ای کرونا با ما بگو از دست تو آخر کجا باید بشیم ؟ ماسک جانان زده ام باز ما را تو پیدا میکنی !؟

 

عجب سرگذشتی داری ماسک عزیزم !

گویا ماسک از زمانی ابراز وجود کرد که برخی خواستند مانع از شناخته شدنشون بشوند ! بدیهی است نیت خیری پشت ماسک زدنشون نبود . طرف برای کار خلاف ، ماسکی روی صورت میکشید و فرضا میرفت دزدی یا خلاف مهلکتر ، احتمالا استفاده از ماسکها ، همه هم خلاف نبوده و چه بسا برای زاغ سیاه چوب زدن و به اصطلاح برای امر خداپسندانه جاسوسی هم به کار گرفته میشد !

 

و اما رونمائی ماسکها از چهره رقبا در رینگ !

همین ماسکها که برای پوشاندن چهره معرفی میشدند ، دستمایه کشتی گیران کج یا کجیست ها هم شد . این روش به جذابیت کشتی اضافه میکرد چرا ؟

چون کشتی گیران ماسک را مثل ناموس خودشان تلقی میکردند و هر کدام سعی میکرد ماسک دیگری را پائین ببخشید بالا بکشد و چهره رقیبش را به حضار ذوب شده در رینگ نشان دهد ! بدیهی بود که با کنار زدن ماسک ، کشتی گیر بیچاره ضایع میشد !

کم شدن حساسیت به ماسک و استفاده ماسک برای حساسیت !

به مرور ماسکها به شکلهای مختلف وارد زندگی عموم شدند از جمله طبقه اشراف که با تنوع در شکل ماسکها ، جشنی به نام بالماسکه ترتیب دادند و با نمایش ماسکهای اجق وجق ، ماهیت خرده بورژوای خودشان را به رخ میکشیدند ، اما در مقابل اگر فقرا ماسک ارزان روی دماغ خود میبستند برای این بود تا از غبار و گرد و خاک کالسکه های همان خرده بورژواها در امان باشند !

در قسمت دوم سرنوشت ماسک را در زندگی امروزه دنبال میکنیم و شما هم ما را دنبال کنید !

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 4 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن