باورهای بی باور

از غیبت کردن هم ، میشه پول در آورد !

غیبت کردن

از غیبت کردن هم ، میشه پول در آورد !Reviewed by مدیر تاتی رو on Nov 5Rating: 5.0  از غیبت کردن هم ، میشه پول در آورد !سایت تاتی رو معتقده یعنی فتوا میده ! چون غیبتهای شما ، در خدمت ادبیات جهان قرار گرفته ، نه تنها دیگه گناهی نداره ، بلکه امیدواره که روزی جایزه نوبل ادبی ، به نوشته های شما که برگرفته ازغیبتهای شماست برسه! خدا رو چه دیدین ! پس هر چه بیشتر غیبت کنید تا کامروا باشید !

از غیبت کردن هم ، میشه پول در آورد !

 

فرضیه دوم ،

یک داستان از ماحصل یک غیبت کردن

در یکی از روزها مشغول آشپزی هستید که عمه شوهرتان سرزده ، در زده داخلمیشود . شما موقتا آشپزی را متوقف میکنید و با یک چای کنار عمه خانم مینشینید
 وبی وقفه میرید سر غیبت ، حیفه وقت هدر بره ! عمه یک نفس حرف میزند .
عمه _ دختر ، رفته بودم تحقیق ، میدونی که همون خواستگار برادر زادم زهره
شما _ آره آره  ، چی شد ؟ گفته بودین به خونواده ما نمیخورند ! پسره آه تو بساط نداره ، پس تحقیق دیگه چیه ؟
عمه _ چی بگم خوشگلم ؟ همه که عقل تو رو ندارند ، زهره پاشو کرده تو یه کفش که الا و بلا من پسره رو میخوام ! از لج شماها هم شده ، هر چی پول دارم رو میخوام بریزم به پاش ، ما هم گفتیم به جهنم ، خلایق هر چی لایق!
حالا وضعشون سرشون رو بخوره ! خواهرش رو دیدی ؟ یه مشت ارزن میریختی سرش یکیش پائین نمیومد ! مادرش رو دیدی ؟ رو مبل نشستنشون رو دیدی ؟ اونم خواهرکوچیکش ، دیدی رفت توالت چه صداهائی دراورد؟
شما_ اگه من بودم از توالت بیرون نمی اومدم ! از این به بعد خدا به دادتون برسه ، همچین کوچیک هم نبود با اون قد درازش!
عمه _ شیکم مادرش رو دیدی ؟ چرا اینجوری بود ؟ مثل اینکه نافش تو پهلوش بود ! حالا یه لباس مناسب میپوشیدی ، عیبی داشت ؟ عین لباس خواب زن ناصرالدین شاه بود؟ آخه دختر خوب ما کجا اونا کجا ؟
شما _ من که میگم پول گل و شیرینی اون شب رو هم زهره داده تا به اسم پسره نوشته بشه  یعنی که یعنی !
عمه _ آفرین خوب فهمیدی آخه یکی نیست بپرسه دختر ، شبای دیگه رو چیکار میکنی ؟ حتما خرج عروسی رو هم میخوای بدی ؟
شما _ اگه اون مادری که من دیدم ، پول عمل دماغ دخترش رو هم از شماها میگیره ! من که میگم اومدند با پول شما کاسبی عمه جون !
این گفت و شنود ادامه داره و شما و عمه خانم تا یکی دو ساعت ، کله پاچه اون بیچاره ها رو بار میذارین ، اما بهره گیری از این بازار غیبت چی ؟
حالا شما از این اتفاق چی برداشت میکنید ؟ شما برای به وجود آوردن یک داستان که اختلاف طبقاتی را محور داشته باشد ، کافیست تا موقعیت دو زوج را حفظ کنید و بقیه حرفهای اضافی را دوربریزید  سپس بنا بر نیازتان ، چهارتا شخصیت وارد کنید و یک ماجرای ملودرام نفس گیر بنویسید .
مشابه داستان   ( غرور و تعصب ) نوشته خانم ( جین آستین ) .
همین روش برای اینکه شما را به جرگه نویسندگان سوق بدهد ، کافی است .
 غیبتهای روزمره ای که با خاله و عمه و خواهر و زن داداش و بقیه بیکارای فامیل دارید را دور نریزید ، غیبتهای شما طلاست ! از هرکدوم یک کتاب چهارصد صفحه ای ، میتوان چاپ کرد !
به هر حال متوجه شدید که شما به یک سوژه و استخوان بندی ادبی نیاز دارید که آنهم ، در میان غیبتهای شما ، نهفته میباشد .
چون شما انبوهی از سوژه های مرغوب و بکراز غیبت در اختیار دارید ، پس بعید نیست که به زودی شما و دیگر بانوان محترم که ید طولائی در غیبت کردن دارند ، بزودی در کنار نویسندگان بانوئی چون ( شرلی جکسن ، سیلویا پلات ، جورج الیوت ، النا فرانته ، فلانری اوکانر ، آگاتا کریستی ، مری شرلی ، ویرجینیا ولف ) و بقیه قلم فرسایان تاریخ ادبیات جهان .جای بگیرید .
سایت تاتی رو معتقده یعنی فتوا میده ! چون غیبتهای شما ، در خدمت ادبیات جهان قرار گرفته ، نه تنها دیگه گناهی نداره ، بلکه امیدواره که روزی جایزه نوبل ادبی ، به نوشته های شما که برگرفته ازغیبتهای شماست برسه! خدا رو چه دیدین ! پس هر چه بیشتر غیبت کنید تا کامروا باشید !
برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − 4 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن