تحلیل خبر

درخت ، مرثیه ای برای زمین و مرثیه ای برای بشر

درخت

درخت ، مرثیه ای برای زمین و مرثیه ای برای بشرReviewed by مدیر سایت تاتیرو on Jul 2Rating: 5.0مرثیه ای برای درخت ، مرثیه ای برای زمین و مرثیه ای برای بشر

درخت ، مرثیه ای برای زمین و مرثیه ای برای بشر

یک پست آتشین

 

ارزش گذاری در ریشه ماست !

زمانهای نه چندان دور ، اگر کودکی شاخه درختی را تکان میداد یا میشکست ، با تشر این و اون روبرو میشد که اگه یکی دستت رو بشکونه ، خوبه ؟! یعنی قیاس شاخه درخت با دست یک انسان !

یا در روایات شنیده شده که اگر شاخه درختی را بشکنید ، مثل اینست که بال فرشته ای را شکسته اید !یعنی قیاس گیاه با فرشتگان !

این ارزش گذاری و اهمیت دادن ، از کجا ریشه داشت ؟! از جائی که بشر فهمید وجود گیاه  ریشه در زندگانی انسان داره . بشر فهمید نمیتونه بدون محیط زیست دمی بیاساید و محیط زیست فهمید دمی بدون درخت نمیتواند بیاساید .

 

نقش درخت در زنجیره حیات بخش!

وجود گیاه در زنجیره حیات زمین ، یکی از مهمترین حلقه این زنجیره است . آب و هوا ، نشاط زمین ، وزش بادها ، حرکت ابرها ، ریزش نزولات آرمانی و آسمانی ، سر برآوردن برکات از دل خاک و غنا سازی خاک در کنار ابهت سنگها همه و همه بودن درخت را میطلبد .

 

درخت همه کاره محیط زیست !

بشر میلیون میلیون ساله که روی کره خاکی  زندگی میکنه و شاید ندونه که در طول  زندگیش ، مرهون گیاهی  است که ریشه درخاک سرزمین خاکی او دارد . اگر بشر نفس میکشه ، بواسطه محیط زیستی است که گیاه ، اداره کننده تمامیت محیط زیسته . قابل توجه مخربین محیط زیست !

 

درخت ابزار دست آدمها !

درخت هنرمند ساخت ، شاعر ساخت ، دانشمند ساخت ، نویسنده ساخت ، عارف ساخت ، صنعت ساخت ، فرهنگ ساخت ، ورزش ساخت و زیر درخت زیتونش ، فیلم ساخت . در کل درخت زندگی ساخت!

 

درخت از ازل ریشه در زمین داشت !

قبل از تشریف فرمائی اولین زوج عاشق بر روی  زمین ، خدا وند زمین را با بهشتش ، محشور کرد تا ابر و باد مه و خورشید و فلک ، چنان کنند برای آینده بشر ! این مرحمت الهی به آدم و حوا سپرده شد .

آدم و حوا هم تنها یک وظیفه داشتند ، آنهم غنا بخشیدن و نگهداری از زمینی سرشار از برکت و سرسبزی با انبوهی گیاه ، تا به موجود دو پا ، در آینده اهدا کنند ! اما حیف که موجود دو پا نفهمید .

آدم و حوا مست زیبائی گیاهان سر در هم پیچیده شدند و حیا را به برکت برگ گیاه ، آویزه شرم کردند تا هابیل و قابیل ، منزلت انسانی را درک کنند . پس درخت منزلت انسانی ساخت !

 

درخت در میان فاجعه !

آقا بدو آتیش آتیش ! همه جا آتیش گرفته ! خانم بدو بدو جنگلها دارند میسوزند !  آب بیارین داره درختها میسوزه ! دعا و نماز بخونید ! جنگل ها دارند میسوزند ! بال فرشته ها در حال سوختن میباشند !

بال فرشته ها سوختند . درختان هم سوختند و بشر همچنان در خواب !

 

عاقبت شوم در انتظار بشر !

بهانه ها بسیارند و فقط بهانه ! بهانه های درخت سوز ! زمین خشک شده ! هوا گرم شده ! باد گرم جاری شده ! قوطی پلاستیکی ذره بین شده ! شبنم برگ درختان آتش ساز شده و مهمترین بهانه ، کرمی در بدن انسانی پیدا شده !

آمارها زجرآورند . جنگلهای دنیا در حال سوختن هستند حتی آمازون هم میسوزه ، این تهویه زندگی هم در حال سوختنه ! عمد یا سهو ؟ چه فرقی میکنه وقتی زندگی در حال سوختنه !

چند صباحی دیگر انسان خواهد ماند و تلی از ذغال ! تا به حال در کنار سرسبزی گیاهان چگونه زندگی کردیم که از این به بعد در کنار ذغال !؟

 

چاره ای یابیم و چاره کنیم !

هشت میلیارد آدمیم روی کره خاکی ! و اگر هر نفر از ما آدمها ، همین الساعه ، پنج نهال در دل خاک زخم خورده ، فرو کنیم و باقی عمر ، با اشکهایمان ، این نهالها را سیراب ! شاید باز الطاف خداوند ، شامل حال بیحال بشر بشود و سایه بال فرشتگانش را روی سر آینده بشر و آیندگان در راه ، بگستراند !

 

غمنامه ای برای درختها !

اگر آدم آدم باشه و عمق فاجعه رو بفهمه ، با این وسعت نابودی درخت و جنگل ، عزای عمومی برپا میکنه و اشعار حزن انگیز سر میده ! اگه آ دم آدم باشه و استغفار رو بشناسه ، دو زانو در برابر خالق زانو میزنه و از اینکه به امانت کبریائی خیانت کرده ، گردن به اطاعت و قبول توبه میکنه !

اگه آدم آدم باشه گیاه میکاره آنهم با دعای جگر سوز تا ریشه درختها در جای جای بیابونهائی که ساخته ، پیش بره ! اگه آدم آدم باشه ، قوائی میسازه تا از تک تک برگها در تتمه مانده گیاها، پاسداری کنه !

اگه آدم آدم باشه ، حتی برای ساخت خلال دندون هم ، از خدایش طلب مغفرت و بخشش میکنه ! اگه آدم آدم باشه جنگل ها را معبد عشق میکنه البته اگه آدم آدم باشه !!

درختها ، خوراک شعر و شاعری  !

احترام به اخوان ثالث که میگه :

چون درختی در اقصای زمستانم / ریخته دیری است هرچه بودم یاد و بودم برگ…….

احترام به صائب تبریزی که میگه :

هیچ همدردی نمی یابم سزای خویشتن / می نهم چون بید مجنون سر به پای خویشتن …….

 

احترام به شاملو که میگه :

من باهارم تو زمین/من زمینم تو درخت/من درختم توبهار/ناز انگشت های بارون تو باغم میکنه میون جنگلها تاقم میکنه ……

احترام به سیاوش کسرائی که میگه :

تو قامت بلند تمنائی ای درخت/همواره خفته در آغوشت آسمان/بالائی ای درخت/ دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار / زیبائی ای درخت /وقتی بادها/در برگهای در هم تو لانه میکنند/ وقتی که بادها/گیسوی سبز فام شانه میکنند/ غوغائی ای درخت / وقتی که چنگ وحشی باران گشوده است در بزم سرد او ….

احترام به قیصر امین پور که میگه :

ای درخت آشنا/شاخه های خویش را/ ناگهان کجا/جاگذاشتی/و به قول فروغ خواهرم /دستهای خویش را/ در کدام باغچه / عاشقانه کاشتی / این قرار داد/ تا ابد میان ما/ برقرار باد………………

احترام به ابتهاج که میگه:

ارغوان شاخه هم خون جدا مانده من/ آسمان تو چه رنگ است امروز/ آفتابی است هوا/ یا گرفته است هنوز/ من در این گوشه که از دنیا بیرون است/ آسمانی به سرم نیست/ از بهاران خبرم نیست………..

احترام به کیلمر جویس که میگه:

باور ندارم که روزی سروده ای را / ببینم به زیبائی یک درخت باشد/ درختی که دهان گرسنه اش را/ به سینه جاری زمین فشرده باشد/ درختی که تمامی روز رو به خدا دارد/ و بازوان پر برگ خود را به دعا می افرازد……

 

که هستم من آن تک درختی !

در گوشه ای از جهان یک درخت سالیانیست که تنهاست . خیلی تنها و غریب . میگن تنهاترین درخت دنیا همینه . اینقدر تنهائی خورده که دعاو نفرینش ، کار ساز شده ! آی آدمها این درخت ( تنره ) نام داره ! آی آدمها این درخت سالیان دوریست در صحرای آفریقا رو  آسمان .

آی آدمها میگن این درخت ناظر درخت سوزی و جنگل سوزی ماست . آی آدمها میگن یه روزی این درخت را مستی حیرون و داغون ، نابود کرد و جایش تندیس شد . آی آدمها اگه میخواین نفرین تنهاترین درخت دنیا ، برای سوگ درختها ، به دامن بشر نیوفته ، درخت بکاریم .

و با کاشتن درخت ، شاهد انبوه درختان باشیم و در میان جنگل  راه برویم و زیر لب بخوانیم :

درخت با جنگل سخن میگوید/ علف با صحرا/ ستاره با کهکشان/و من با تو سخن میگویم/ که درخت را دوست بداریم .

 

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − 11 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن