پیام سلامتی

توصیه چربی سوزی اتمی از خاله خانم

توصیه چربی سوزی

توصیه چربی سوزی اتمی از خاله خانمReviewed by مدیر تاتی رو on Jun 24Rating: 4.5توصیه چربی سوزی اتمی از خاله خانمنمیدونم چه جوری ، یهو بیست کیلو چاق شدم . با اینکه فرقی تو تلاش روزمره ، نکرده بودم ، اما اضافه وزنم ، باعث پچ پچ این و اون شده بود با چاشنی متلکهای اعضای محترم خانواده ! اول بی تفاوت بودم ، پیش خودم گفتم : پیاده رویم رو زیاد میکنم ، حتما وزنم همینجوری که اومده ، همونجوری هم میره ! چون یه لقمه هم ، تو خورد و خوراکم ، کم و زیاد نکردم .

توصیه چربی سوزی از خاله خانم

پست تناسب اندامی 

 

نمیدونم چه جوری ، یهو بیست کیلو چاق شدم . با اینکه فرقی تو تلاش روزمره ، نکرده بودم ، اما اضافه وزنم ، باعث پچ پچ این و اون شده بود با چاشنی متلکهای اعضای محترم خانواده !

جونم براتون بگه اول بی تفاوت بودم ، پیش خودم گفتم : پیاده رویم رو زیاد میکنم ، حتما وزنم همینجوری که اومده ، همونجوری هم میره ! چون یه لقمه هم ، تو خورد و خوراکم ، کم و زیاد نکردم .

اما مگه اطرافیان میذاشتند ، تازه فهمیدم آدمای دور و برم ، چقدرمعلومات ، ذخیره کردند و بنده نه تنها از دانش آنها بی اطلاع بودم بلکه ، چقدرخودم هم ، از نظر اطلاعات عمومی تغذیه ، عقب افتاده بودم .

پیشنهاد مادرم از همه دلسوزانه ترو ساده تر و اجرائی تر بود . اما خب قبول کردنش یه کم غیرت میخواست که داشتم درباره اش فکر میکردم که دارم یا ندارم ! مادرم چپ و راست میرفت و میومد میگفت : دختر کمتر بخور ، آروم بخور ، از در تو نمیای ؛ اینقدر هله هوله نخور ، تو آیینه خودتو نیگا کردی ؟

به این نتیجه رسیدم که از این به بعد روزی یک بار تو آیینه نگاه کنم ، نه روزی دو بار ، چون همینجوری یه بار رو نگاه میکردم ! یه کم هم خورد و خوراکم رو کنترل کنم .

اما مگه میذاشتن تموم شه . شب عمه خانم که عمه  پدرمه ، اومد منزل ودور از چشم شما ، منو دید .

اول کمی زیر چشمی براندازم کرد و بعد دنبال چیزی اینور و اونور میگشت . هر کس میخواست از خواسته عمه خانم مطلع بشه که کمکش کنه ( عمه خانم چی میخواین  بفرمائید بگین تا بچه ها بیارن)(عمه جون آب میخواین؟یه لیوان آب بیارین)   (انگارعمه خانم قرصاشو میخواد ، کیفش رو بیارین )

یهو عمه خانم چهار دست و پا رفت گوشه سالن و ،  با انگشتش چند ضربه زد به پایه چوبی میز کناری و گفت : چشام کف پات دختر، چقدر چاق شدی ننه ؟ درست شدی دو تا !شایدم سه تا….

مادرم کمی ناراحت شد و گفت : بگین ماشالله عمه خانم ، دخترم کمی آب رفته زیر پوستش !

عمه خانم گفت : ناراحت نشین ، من که زدم به تخته ( راست میگفت اونم با چه مشقت و چه استقامتی ! )

عمه خانم ادامه داد : دختر جون ببین چی دارم بهت میگم ، صبح میری زیر بازارچه یک تخم درشت اردک میگیری خب ، بعد میندازی تو آب و خوب میذاری سفت شه خب ، خوب که سفت شد با زنجفیل و دو تا سبزی خشک شوید و مرزه میریزی تو هونگ و به اندازه یه استکان روغن ، هر روغنی بود مهم نیست ، بعد خوب میکوبی و خوب ورزش میدی ، میشه مثل پماد ، بعد تو دوروز صبا ناشتا هم بخور هم بمال !

یه کم میمالی کف دستت و میمالی به پک و پهلوت ! یادت باشه با نون نخوری خالی خالی بخور !

در میان بهت همه که به عمه خانم خیره مونده بودند ، بلند شدم با یه چشم و مرسی عمه خانم جون ، شب بخیری گفتم و رفتم تو اتاقم ، همین جوری که تو فکر تجویز عمه خانم بودم که نکنه تا صبح کابوس ببینم مادرم در زد و اومد تو اتاق و گفت : مادر جون گوش به عمه ت نکنی ها ! بیا تلفن ، خالته .

خاله ام هم سن وسال خودم بود و ته تغاری خونواده مادرم اینا .

 _ سلام خاله جون ، چطوری شما ؟

_ سلام عزیزم ، خواب که نبودی ؟

_ نه خاله جون ، چه وقته خوابه ، عمه خانم اینجا بود که…

_ میدونم ، آبجی بهم گفت ، حالا ببین چی میگم ، نکنه غصه بخوری

_ نه واسه چی ؟

_ واسه چاقیت ، ببین یه رژیمیه تو یه سایت هلند خوندم ، خیلی خوبه جواب میده ، روزی فقط دویست گرم مرغ پخته ، دو کاسه ماست ! با یه کم ورزشای خاص که تصاویرشو واست میفرستم . شش ماه تحمل کنی ، همه حسرت تناسب اندامت میشن ، این یه مدل بود حلقه دور معده هم خوبه فقط …

نمیدونم چرا یهو حالم داشت به هم میخورد ،تصور شش ماه مرغ خوری اونم اونجوری ، زد زیر دلم مخصوصا که حلقه زدن به معده روهم شنیدم !

_ عالیه خاله جون ممنون که به فکر منی ، پیش ما بیا ، کاری نداری ؟

خداحافظی عجولانه ای کردم و خوابیدم . صبح با ( دیلینگ ) موبایل از خواب بیدار شدم ، گلی دوستم بود تو تلگرام برام پیغام داشت . ای وای ، بازم درباره چاقیم بود . طفلک پیغام گذاشته بود که بهترین رژیم و آخرین دستاوردش رو در اختیارم گذاشته ، رژیم گلی جون این بود .

ترکیب دو قاشق عسل ، صد گرم پوست نازک خرد شده خیار ، چهارصد گرم مخلوط چهار مغز ، دویست گرم آویشن و چهار عدد سیر خام که همگی میکس شده و فقط شبها یک قاشق چایخوری خورده شود . صبحانه و ناهار مهم نیست هر چی میخوای بخور حتی کله پاچه !

دیگه داشتم از دست هیکلم عصبانی میشدم و نومید ! اما سر میز صبحونه ، پدرم به دادم رسید . قبل از اینکه به من بگه ، تلفن برادر دوستش رو گرفته بود که دکتر تغذیه بود و اینم نصیحت صبحگاهی پدر!

_ دخترم  ، این برادر دوستمه که دکتر تغذیه ست ، آدم مگه هر کی هر آشغالی میده میریزه تو شیکمش ؟ دو سه روزه تو نختم ، میبینم که هنوز بچه ای و افسارتو میدی به این خل بازی ها ! بلند شو برو امروز پیش این دکتر که متخصصه ، آدم میره پیش کسی که کارشو بلده ، حتی اگه  بگه بمیر، بدون صلاحتو میخواد و باید بمیری !

من شگفت زده از ارشاد صبحگاهی پدر، تحت جذبه پدر ، خود را آماده کردم و ساعاتی بعد در مطب دکتر بودم و این شما و این هم ، کوتاه شده جملات موجز دکتر تغذیه .

خانم محترم ، مگه آدم بی محابا ، با نخوردن ، رژیم میگیره ؟ کم کردن کالری های دریافتی یا رژیم غذائی که معروفه به       ( وی ال سی دی ) اگر تحت کنترل کامل و زیر نظر پزشک متخصص صورت نگیره، حتما عوارض جبران نا پذیری به دنبال داره ، وقتی برای کاهش وزن ، مواد غذائی دریافتی را بسیار محدود میکنید و کالری کمی دریافت میکنید .

بدن شما با کالری کم تطابق پیدا میکنه و نه تنها وزن کم نمی کنید ، بلکه در صورت دریافت کمی کالری بیشتر ، به شدت وزن هم اضافه می کنید !

اما مهم سوخت چربی ها یا ( کتوزیس ) به جای قندها ست که اتفاق میافته . تحقیقات نشان میدهد در کوتاه مدت رژیم کتوزیس ، باعث کاهش وزن میشود اما برگشت وزن یا ثابت ماندن وزن پس از کتوزیس احتمالش زیاده.

علائم  نامناسب  بودن رژیم ، ریزش مو ، سرد شدن بدن ، مشکلات پوستی ، لرزش و تهوع در بدن است

نتیجتا ، هر چاقی یک نوع روش برای رژیم داره ، این روش ها متناسب با ویژگیهای بیماران در نظر گرفته میشود ،  البته آنهم زیر نظر دکتر تغذیه !

و در پایان ، تشخیص ایشون برای چاقی من ، به هم خوردن هورمونها بود و تجویزی کرد که کاملا متفاوت بود با تمام پیشنهادات اطرافیان محترم و دلسوزم !

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − 5 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن