دسته‌بندی نشدهمترو نویس

توریست های سرگشته در مترو

توریست

توریست های سرگشته در متروReviewed by مدیر سایت تاتیرو on Jan 16Rating: 4.5توریست های سرگشته در متروجوان ایرانی _ اینقدر آدرس غلط ندین به صنعت توریسم ، ما باید با این جماعت جای نفت نون بخوریم مسافر _ حتما تو با این بلبل زبونیت میخوای صنعت گردشگری رو نجات بدی ،

توریست های سرگشته در مترو

یک پست متروخوانی

 

خوش آمد گوئی به توریستها

 

مترو از تجریش به سمت جنوب شهر به  حرکت در میآید . ازدحام مسافرین به خاطر اول روز ، چشمگیر است . زن و مردی تقریبا جوان که به نظر توریست میباشند در میانه قطار ایستاده اند . دو کوله پشتی خود را زیر پایشان قرار داده اند . هر دو در حال نگاه کردن به جدول راهنمای خطوط و ایستگاه ها هستند . قد هر دونفرشان تقریبا از تمامی مسافران بلند تر است .

بلندگوی مترو _ با سلام ، ایستگاه بعد قیطریه

جوانی آرام آرام خود را به دو مسافر میرساند . جوانان خارجی به زبان خودشان که نزدیک اروپای شرقی میباشد ، صحبت میکنند . آنها گاهی به جدول راهنمای بالای سرشان و گاهی هم به دفترچه کوچکی که در دستشان است ، نگاهی میکنند .

جوان ایرانی _ های ، هاو آر یو

جوان اونوری _ اوه مرسی ، خوب

چند نفر متوجه آنها میشوند . توریستها باز به صحبتهایشان ادامه میدهند . جوان ایرانی چشم از آنها برنمیدارد . از ظاهرش مشخصه که به شدت علاقه دارد تا با آنها ارتباط بگیرد .گاهی گفتگوهای دو جوان توریست کمی تند میشود . گویا آنها برای برنامه امروزشان کمی با هم اختلاف دارند .

 

کلاس زبان در قطار شهری

 

جوان ایرانی _ من کن یو هلپ کنم ؟

زن توریست _ اوه مرسی ، همه چی خوب ،

جوان ایرانی _ پس آل ایز گود ؟

مرد توریست _ اوه مرسی ، همه خوب بله بله

بلند گوی مترو _ ایستگاه قیطریه ، ایستگاه بعد صدر

جوان ایرانی تقریبا زیر لب اما به گونه ای که آنها بشنوند . _ هی یر قیطریه اینتریشن

توریستها نگاهی مخلوط با تعجب به جوان ایرانی کرده و مجددا به حال خود میروند . جوان ایرانی همچنان مفتون وار تو کوک توریستها میباشد .

 

مهمان داری به سبک جوانهای جویای نام

جوان ایرانی _ آی ام عباس

توریستها لبخندی میزنند و سرشان را کمی تکان میدهند .

جوان ایرانی _ عباس یارایی ، مای اسکول آی تی

توریستها همان حالت قبلی

جوان ایرانی _ یور نیم پیلیز

مرد توریست _ مارکو من مارکو

جوان ایرانی رو به زن _ اند یو ؟

زن توریست در حالیکه لبخندی بر لب دارد چند بار سرش را تکان میدهد . گویا تمایل به جواب ندارد

جوان ایرانی _ پروبلم ،  یس ،  اما نو پروبلما !هرچی دوست داری

 

بلند گوی مترو _ ایستگاه صدر ایستگاه بعدی قلهک

مدتی را جوان دندان به جیگر گرفته و در سکوت میگذراند . توریستها هم کلاف حرفهایشان پاره شده و سکوت کرده اند . اما جوان ایرانی دست برنمیدارد .

 

آدرست کشورت کجاست اخوی .

 

جوان ایرانی _ آر یو رومانیا ؟

زن توریست با تعجب _ رومانیا ؟

جوان _ یس رومانیا

مرد توریست _ نه نه اسلواکی

جوان ایرانی _ اوه دیر می ! چکسلواکی

زن توریست _ نه اسلواکی

مسافر اونوری _ بابا مشون رو خوردی

مسافر اینوری _ چک جداست اسلواکی جدا یه زمانی با هم بودن

زن توریست _ بله ، درست ، جدا ، اسلواکی فقط

سفره ایرانی همیشه پهنه .

 

جوان ایرانی _ اوکی  اوکی

بلند گوی مترو _ قلهک _ ایستگاه بعد شریعتی

جوان ایرانی _ برک فاست ایتینگ کردین ؟ باتر ، چیز ، تی شیرین !

مرد توریست _ ما الیم خورد ، تجریش الیم خورد

جوان ایرانی _  الیم ؟ نات الیم ! الیم مید آف ایران ؟

توریست _ بله ، الیم خورد ،  همینجا

مسافری با خنده _ بابا اینا از تو ایرونی ترند . منظورشون حلیمه

مسافر اونوری _ همه ما حرفای اینا رو فهمیدیم ، حرفای تو رو نفهمیدیم ، ولشون کن این بنده خداها رو

جوان ایرانی _ شما بایدم نفهمین ، من به زبون اینا حرف میزنم

 

بلند گوی مترو _ ایستگاه شریعتی ایستگاه بعد میرداماد

جوان ایرانی که از برخورد مسافران حالش گرفته شده بود ، تا ایستگاه بعدی ساکت ایستاد اما از کنار توریستها تکان نخورد .

بلند گوی مترو _ ایستگاه میرداماد ایستگاه بعد همت

جوان ایرانی _ تودی لانچ با من ،

توریست _ لانچ ؟ غذا ؟ نه نه ، ما الیم زیاد خورد

جوان ایرانی _ ظهر ، هاف دی ، انگری میشین

توریست _ انگری ؟ نه ما عصبانی نه چرا عصبانی ؟

مسافر اونوری با خنده _ مستر منظورش هانگریه ، ( چند نفر میخندند )

 

هنر جذب توریستها در خدمت صنعت توریسم .

 

جوان ایرانی دلخور شده و تا ایستگاه بهشتی ، ساکت میماند .

بلند گوی مترو _ ایستگاه بهشتی ایستگاه بعد مفتح

زن و شوهر توریست کمی با هم صحبت کرده سپس رو به جوان ایرانی میکند .

مرد توریست _ ما میریم خیابان نجات ، ببینیم صنایع دستی

جوان ایرانی از خوشحالی در پوستش نمیگنجد ، دستپاچه جواب میدهد .

جوان ایرانی _ یس یس استریت نجات الهی اوکی خب ول ؟

مسافر _ خارجیه میگه خیابون ایرونیه میگه استریت ،

مسافر اونوری _ مسیو ایستگاه بعدی پیاده شو ، طالقانی

 

بالاخره برای نفت یه جایگزین میخوایم دیگه .

 

جوان ایرانی _ اینقدر آدرس غلط ندین به صنعت توریسم ، ما باید با این جماعت جای نفت نون بخوریم

مسافر _ حتما تو با این بلبل زبونیت میخوای صنعت گردشگری رو نجات بدی ،

مسافر اونوری _ ولش کن بابا حوصله داری بذار پیاده بشه سرمون رو برد آقا هفته تیر

در باز شده و به همراه تعدادی از مسافران توریستها و جوان ایرانی پیاده میشوند .

مسافر _ خوش بگذره رقیب نفت

در بسته میشود .

مسافر _ بیچاره توریستها اگه تا شب دمشون رورو دوششون بذارن و برن شانس آوردن !

مترو-خوانی-سایت-تاتیرو

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − پنج =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن