باورهای بی باور

ازدواج مراسمی مقدسه . خیلی مقدس مثلا

ازدواج

ازدواج مراسمی مقدسه . خیلی مقدس مثلاReviewed by مدیر سایت تاتی رو on Dec 20Rating: 5.0ازدواج مراسمی مقدسه . خیلی مقدس مثلابه گزارش خبرگزاری ( مترو ) یک مرد هندی البته از اون مایه دارها ، میل به ازدواج گرفت . این داماد پول دار ، دنبا ل عروس به آرایشگاه رفت تا  ایشان را به سمت مجلس همراهی کند

ازدواج مراسمی مقدسه . خیلی مقدس مثلا

یک پست برای کودکان تمام ادوار

 

گزارشی از پشت صحنه

دوربین یک ، دوربین دو ، آماده باشین هلی کوپتر الان میرسه

_  استاد موقعیت دوربینهای دیگه رو بگین

­ _ حواستون باشه . دوربین سه و چهار، نمای کلی سالن . دوربین پنج و شش فقط نمای بسته عروس و

داماد ، دوربین چهارفقط نمای شکاری از بچه های کوچولو که میرقصند . سه تا دوربین گذاشتم واسه

شام .  دوربینهای اختصاصی رقص هم جداگونه جاشون طراحی شده . زمان شام دو دوربین یک و دو

هم میان سالن شام ، بعد از شام مجددا میرن بام تا آماده بشن عروس و داماد خواستند بروند از بلند شدن

و خروج هلی کوپتر هم تصویر بگیرند . خب برین سر جاهاتون .

_ استاد برای سالن شام پنج تا دوربین برای شام زیاد نیست .

_ نه ، فکر کنم کم هم باشه ، هزار و پانصد نفر مهمونند ، چهل و هفت نوع غذا سرو میشه . طول میز

شام هشتاد متره . تازه این مجلس نامزدیه . باید سنگ تموم بذاریم . قول مجلس عروسی هم بهم دادند .

دو تا هواپیما در بست گرفتند . یکی واسه اسکورت یکی هم واسه عروس و دوماد .

_ بابا دمشون گرم ، مگه داماد چی کارس

_ داماد که الافه . اما باباش از اون آدمای صاحب نفوذه . خیلی گندس . پشتش به کوه قافه

_ خوش به حال عروس . با اونجاش افتاده تو خمره عسل . اسم بابائه چیه .

_ حاج آقا مختلسی . گفته اگه نوه دار بشه . تا بیست سالگیش بنده ابونه شونم . از حالا به بعد تموم

مراسماشون رو سپردن به من . خب برین سر جاهاتون صدای هلی کوپتر داره میاد .

هلی کوپتر حامل عروس و داماد روی بام هتل مینشیند .

 

روزانه هزاران جشن پیوند در سراسر جهان گرفته میشود . هر زوج با آئین و فرهنگ خودش سعی

میکنند . هر جوان سعی میکند با توجه به وسع خودش ، زوجی انتخاب کرده و مستقل ادامه زندگی دهد .

البته از قدیم ندیما اونائی که دستشون به دهنشون میرسید مجلس عروسیشون چربتر بود . معروفه که عروسی فلانی هفت شبانه روز پلو مسما میدادند . اما این روزا متاسفانه مراسم های عروسی چندش شده. ولی متفاوت برگزار کردن نیاز به خلاقیت داره نه کوهی از پول مبهم .

 

خلاقیت با کمی درایت باشه ، خلاقیته .

به گزارش خبرگزاری ( دیلی میل ) یک جوان که شاید نمی توانست هلی کوپتری برای عروسیش تهیه

کند ، فکر دیگری کرد . کاری دیگر کرد . این جوان خلاق برای اظهار ارادتش به دختر محبوبش ، به

درون یک آکواریوم بزرگ رفت . استیون وبر متن عاشقانه ای را روی یک ورقه پلاستیکی نوشت و با

یک انگشتر رفت زیر آب . اما متاسفانه به علت نرسیدن اکسیژن کافی جان سپرد . حالا دلیلش معلوم

نیست که متن عاشقانه طولانی بود یا سواد خانم ضعیف که زمان طول کشید . به هر حال هر زوجی

دوست دارد که مراسمش کمی متفاوت باشه .اما رعایت برخی مسائل هم واجبه .

 

از عروسی حاج آقا مختلسی چه خبر

_ دوربینا رو چک کردی .

_ آره استاد . فقط شما بگین چه جوری بکاریم .

_ دو تا دوربین برای هواپیمای عروس داماد و چهار تا هم برای هواپیمای اسکورت . چهار تا هم از

روی زمین پرواز عشق رو به تصویر میکشند .

_ چرا دیگه از روی زمین

_ آخه از دود رنگی هواپیما باید گرفت . چند تا متن با دود روی آسمون مینویسند .

_ چی مینویسند

_ هنوز متن رو ندادند . فکر کنم من باید بنویسم . مثل اینکه سواد این جور چیزا رو ندارند

_ استاد حالا با هواپیما کجا میریم

_ یه جزیره تو دبی گرفتند . برای ماه عسل میرن البته شش ماه میمونند .

_ ما هم شش ماه میمونیم

_ نه بابا . ما بمونیم واسه چی . تا وقتی که مستقر بشن پیششون میمونیم با هواپیماها برمیگردیم .

ما فقط برای تداوم هر ازدواجی فقط دعا میکنم الهی همه عاقبت به خیر شوند . آمین .

 

گفتیم که ، پول با خلاقیت خوبه

به گزارش خبرگزاری ( مترو ) یک مرد هندی البته از اون مایه دارها ، میل به ازدواج گرفت . این

داماد پول دار ، دنبا ل عروس به آرایشگاه رفت تا  ایشان را به سمت مجلس همراهی کند . البته مرد

ثروتمند هندی ترجیح داد تا یک تانک نظامی به جای ماشین عروس استفاده کند . این تانک نظامی از

نوع ( ابوت ) بوده و همراه با موزیک ازبیرمنگام تا بولتون عروس و داماد را با خود برد .

 

از عروس و داماد حاج آقا مختلسی چه خبر .

_ بدو پنج تا دوربین بردار بریم دبی .

_ دبی استاد . هنوز هیچی نشده بچه دار شدند .

_ بچه چیه . قراره با یک هواپیما چهارصد دست لباس برای عروس داماد ببریم دبی . البته تمام مراسم

باید فیلمبرداری بشه . چون همه لباسها از کشورهای مختلف خریدند ، هنگام باز شدنشون باید نشون بدن

از کجا اومده .

_ استاد مگه تو جزیره کسی هست که این همه لباس میخوان

_ بابا جون اگه واسه اونا آب نداشته باشه واسه ما که نون داره .بریم لباسا رو بار بزنیم و بریم دبی .

 

عروسی برای تمام فصول

به گزارش خبرگزاری ( آدیتی سنترال ) از ازدواج خانم تالی هال یک سال گذشته است . اما این عروس

فهمیده استرالیائی ، در طول این یکسال هنوز لباس سفیدش را بر تن دارد . این عروس خانم میگوید

تحت تاثیر فرهنگ ساده زیستی قومی در هند قرار گرفته است . خانم هالی در استرالیا معروف به

عروس سفید پوش است . خانم هالی چهل و سه ساله معتقد است که دلیلی برای خرید لباس جدید ندارم .

این عروس خانم میگوید لباسی را میپوشم که با آن احساس خوشبختی کنم .

 

حاج آقا مختلسی احضار فرمودند .

­_ بدو از انبار پانزده دوربین بیار بیرون سرویس کن .

_ چشم استاد . کجا باید بریم .

_ میریم منزل حاج آقا مختلسی . یه ساعت تصویر میگیریم بعد میریم هتل .

_ با چی میریم . اسنپ میگیریم

_ اسنپ چیه . برای مراسمشون پانزده تا لیموزین مشکی گل زدن که یکی میاد دنبال ما .

_ به سلامتی . حالا چرا مشکی . مگه جشن  بچه دار شدنشون نیست  .

_ نه بابا جشن مراسم طلاقه. مثل اینکه با هم نساختن . تو همون جزیره فهمیدن تفاهم ندارن .

_  چرا استاد . اینا که مثلا خیلی عاشق بودند .

_ عشق کدومه . عشق و لوله کن بذار لای کتاب شیرین و فرهاد . گویا داماد فهمید که پدر عروس

سهامش تو بانک های اروپائی دود شد رفت هوا . چه دلیلی بهتر از اینکه عروس دل داماد رو بزنه .

_ ای بابا استاد . پس نوندونی ما آجر شد .

_ نه بابا جون . دو سه ماه دیگه یه عروسی دیگه با یک دختر بچه پولدار دیگه میگیرند . تا باشه پول

حاجی و اشتهای داماد .آماده بشو لیمو زین گل زده جلوی دره . بزن بریم

آخ که چقدر خوب میشد پول از زندگی آدما حذف میشد و خوشبختی هویدا میشد .

به گزارش خبر گزاری ( آسیا وان ) در حین یک عروسی باشکوه مدعوین شاهد دو مرغ عشق بودند.

ساعت عروسی میگذشت و همه در خوشی و خرمی از ازدواج دو دلداده حال میکردند . عروس و داماد

طبق رسم جاری ، نزد مهمانها رفته و چکهای هدیه را از مهمانها میگرفتند . در پایان والدین عروس هم

یک چک گردن کلفت به رسم هدیه به داماد تحویل دادند . داماد عروس را بوسید و داماد پدر عروس را

بوسید . داماد مادر عروس را بوسید . و داماد کس و کار عروس را هم بوسید . سپس به بهانه اینکه در

خودرویش چیزی جا گذاشته برای همیشه عروس را قال گذاشته و با تمام چکها فرار میکند . حالا عروس

با کوهی از بدهی چشمش به جاده خشک شده است . فقط هزینه هتل یک صد و شانزده هزار دلار بوده

که صاحب هتل لطف کرده و قار است به صورت قسطی از عروس بگیرد .

 

استاد از حاج مختلسی چه خبر .

_ استاد از حاجی مختلسی خبری نیست .

_ چر بابا بی خبرم نیستم . فقط میگم گور بابای حاج مختلسی و تمام آشغالای مثل اون .

_ استاد چی شده . به ما هم بگین .

_ دختره بود . عروس همین الدنگ ها رو میگم .

_ خب استاد فهمیدم . همین که چند وقت پیش رفتیم جشن طلاقشون .

_ آره خودشه . طفلک مردش .

_ ای بابا . چرا استاد .

_ اینجور که فهمیدم . دختره بعد از طلاق میره پیش باباش . باباش انگلیس بود . قسمتی رو با کشتی باید

میرفت . وسط راه خبر میرسه که باباش سکته کرده و مرده . دختر بیچاره از غم و غصه خودشو

میندازه تو دریا و غرق میشه .

_ ای داد بیداد . مثل کشتی تایتانیک .

_ اصلا خدا وکیلی کجاش شکل تایتانیک بود .من که هیچوقت دوست ندارم چشمم به چشم مختلسی

بیوفته. اگه برم لبو فروشی از این شغل بهتره .

 

آیا خوشبختی توی لپ لپه که بعضی ها که اصلا لیاقتش رو ندارند سوار خر مرادند

به گزارش خبر گزاری (  میرور ) در مراسم ازدواجی همه شاهد پیوند دو دلداده ای بودند که سالها

عشقشان نقل محافل بود . مراسم ازدواج آنها در گرمی شور و نشاطی اجرا شد . لذت و خوشی از سر و

کول عروس و داماد بالا میرفت . همه خوشحال بودند که شاهد ازدواج عاشقانی بودند که به رومئو و

ژولیت تگزاس معروف شده بودند . بالاخره کشیش پایان مراسم را اعلام کرده و آندو را زن و شوهر

مینامد . عروس و داماد طبق رسم سوار خودرو یشان شده تا به ماه عسل بروند . اما به محض خروج

از پارکینگ کلیسا یک تریلی اتومبیل آنها را زیر گرفته و میکشد . این زوج بیست ساله فقط ده دقیقه از

ازدواجشان را گذرانده بودند .

 

استاد لبو فروشی رو راه انداختید .

_ استاد از لبو فروشی چه خبر. تصویر برداری رو تعطیل میکنید

_ نه بابا جون . فیلمبرداری کارمه . آخه حاج مختلسی اومده بود اینجا.

_ حاج مختلسی . چیکار داشت . حتما با چک و لگد بیرونش کردی .

_ نه بابا مگه کرم دارم . قرار شده دیگه واسه کسی کار نکنم . شدم واحد سمعی بصری حاجی.

_ راست میگی استاد . پس چی شد اون حرفها .

_ حرفها رو ولش کن . اون موقع کف کرده بودم . حالا کفم خوابید . به قول فیلمساز معروف ایتالیائی .

( و کشتی به راهش ادامه میدهد )

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + سه =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن