آخ

آب بهانه ای برای جنگ بین انسان و حیوان

آب بهانه ای برای جنگ

آب بهانه ای برای جنگ بین انسان و حیوانReviewed by مدیر تاتی رو on Nov 8Rating: 5.0آب بهانه ای برای جنگ بین انسان و حیوانآب بهانه ای برای جنگ بین انسان و حیوان سایت تاتی رو معتقده که باید مراقب کودکان بود آنهم چهار چشمی و شاید این ماجرا صدق کند به مصداق ضرب المثل ایرانی که ( گنه کرد در شوشتر آهنگری ، زدند در بابل گردن مسگری )و برگردانش حتما میشود .

( آب بهانه ای برای جنگ بین انسان و حیوان)

 

یک پست : کودک داخلی ، کودک خارجی

آخ فریاد منفور یک کودک بود که لرزه بر اندام آب انداخت . موج درد ناک جیغ کودک ،

موج دواری بر سطح آب پدید آورد . آخ منفوری که شنیده شد ، ناشی از حمله گاندو به

دختر بچه ده ساله ای به نام ( حوا ) بود که برای برداشتن یک سطل آب ، مورد حمله

( گاندو ) قرار گرفت و یک دستش را در جنگ آب از دست داد !

حوا در حالی که از درد به خود میپیچید و شاهد خوردن دستش به وسیله گاندو بود ، یاد

صحبتهای مادرش در صبح آن روز افتاد . گاندو در حال جویدن دست حوا بود !

مادر حوا : مادر جون ، آب خوردن نداریم ، برو کمی آب بیار

حوا : مامان من میترسم ، مگه تانکر آب نیاورده ؟

مادر : نه امروز آب پخش نشده ، برو مادر جون ، ترس نداره ، نزدیک حیوون نشو!

حوا هنوز سن و عقلش به این نرسیده که به مادر بگوید که مادر جون شما و تمام ساکنین

این منطقه ، قبلا به محیط زیست گاندوها نزدیک شده بودید. مادر شما و دیگران باعث

تخریب محیط زیست ، نابودی آب و فشار زندگی به گاندوها شده اید . شما و دیگران باعث

انقراض آنها شده اید . شما و دیگران هیچ اقدامی برای آشنائی ما با حدود زندگی با آنها

بوسیله علامت گذاری مناسب نشده اید . اما حوا نمیتوانست این سئوالات را از مادرش

بپرسد اما درعوض شاهد جویدن دستش در دهان گاندو بود و درد میکشید . حوا در عجب

بود که با اینکه سال پیش یک نوجوان دیگر نیز توسط گاندو گرفته شده بود ، هیچ اقدامی

نشده بود که امروز او شاهد جویدن دستش در دهان گاندو نباشد . حوا با یک دست کنده شده

با درد و رنج سمت خانه میرود اما ترسش از این است که مبادا مادرش بگوید : پس سطل

آب کو تو که یک دست هنوزداری؟

برکه آبی که محل تجمع گاندو هاست ، درمسیرسه رود ( کاجو ، سرباز ، باهوکلات ) در

سیستان و بلوچستان میباشد .

گاندوها همان تمساح های پوزه کوتاه میباشند که چندین میلیون سال ساکن این منطقه

میباشند ، اما به واسطه تجاوز انسانها به قلمروی آنها و مشکلات زیستی ، فقط چهارصد

گاندو در آخرین سرشماری باقی مانده است .

در حالی که هنوز دست حوا در دهان گاندو میباشد ، او به منزل میرسد . مادر جیغ زده و

گریان ، گاندو را نفرین میکند .

مادر حوا : الهی کور بشی گاندو که دست دختر کوچکم رو کندی ، الهی کور بشی !

همان زمان در زیمباوه یک کروکودیل به یک کودک نه ساله ، حمله کرده و او را میگیرد.

به گزارش خبرگزاری ( اینسایدر ) کرو کودیل در حال بردن کودک به رودخانه بود که

دوست یازده ساله اش روی کروکودیل پریده و تلاش میکند تا دوستش را نجات بدهد اما

زورش به هیولای رودخانه ها نمیرسد . کودک شجاع دست بردار نبود و با قطعه چوبی و

با کمک انگشتانش به چشم کروکودیل حمله میکند و چندین ضربه به تخم چشم او وارد

میسازد . کروکودیل که بر اثر این حملات کور شده است با درد شدید ، مجبور میشود که

شکار خود را رها کرده و به رودخانه پناه ببرد ! دختر شجاع در حالی که دوستش را

همراهی میکرد ، پیروزمندانه به سمت خانه میروند .

شاید نفرین مادر حوا درسیستان ،  در چشم کروکودیلی در هراره زیمباوه ، فرود آمد .

سایت تاتی رو معتقده که باید مراقب کودکان بود آنهم چهار چشمی و شاید این ماجرا صدق

کند به مصداق ضرب المثل ایرانی که ( گنه کرد در شوشتر آهنگری ، زدند در بابل گردن مسگری )

و برگردانش حتما میشود .

نفرین شد در زابل گاندوئی ، کور شد در هراره کروکودیلی !

واقعا تجاوز به محیط زیست حیوانات و تخریب زیستگاه آنها ، حیوانات را محق نمیسازد تا

اینگونه از حقوق خود ، دفاع کنند

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − یازده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن