هشدار کودک

چهار سکانس از کودک آزاری با اپیزودهای داغون !

کودک آزاری

چهار سکانس از کودک آزاری با اپیزودهای داغون !Reviewed by مدیر سایت تاتیرو on Aug 13Rating: 5.0چهار سکانس از کودک آزاری با اپیزودهای داغون !در این دنیای وحشی با کودکان چه میکنیم ؟ کودکان آواره جنگی ، کودکان آواره قحطی ، کودکان آواره سفره خالی !میگن کرونا کودک هم میکشه ! انسانهای نا پاک چطور؟ آیا اینها نماینده ویروس کرونا نیستند ؟ ما با نمایندهای کرونا چکنیم ؟ ما با این چهار اپیزود واقعی زندگی چکنیم ؟ این جنایات هر روزه در سینمای بشردرحال اکران هستند !

چهار سکانس از کودک آزاری با اپیزودهای داغون !

یک پست هشداری

 

سکانس اول _ آخرین پفک

 

کودک چهار ساله _ آقا یه پفک بدین

سوپری _ چی میخواین ؟ یه کم بلند تر من گوشام سنگینه

مرد جوان _ پفک میخوان

سوپری _ آهان ، پفک ، فقط یکی ؟

مرد جوان _ حالا که زحمت میکشی دو تا بیار

سوپری _ ای به چشم ، الان میارم . عمو جون یه کم عقب تر واستین یه وقت خدای ناکرده یه چیزی از روی پیشخون نیوفته رو سرتون

مرد جوان _ بچه ها یه کم بیاین عقب ،

پسربچه _ بابا مگه چی میشه ؟ چی رو سرمون میوفته

سوپری _ عمو جون مثلا این تخم مرغ که اینجاست یه وقت میوفته رو سرت . زردش لباست رو کثیف میکنه ، خب برم پفکشون رو بیارم ، باباشون چیزی نمیخواد

مرد جوان _ نه ممنون واسه بچه ها کافیه من خودم آخ……..

مشتری کو؟

سوپری با دو بسته پفک برمیگردد . کسی را نمیبیند .

سوپری _ ای بابا کجا رفتند ! پس پفکتون چی ؟ این گرد و خاک مال چیه ؟

سوپری به جلوی پیشخوان میرود . از تعجب و وحشت خشکش میزند . دو بسته پفک بی اختیار از دستش رها شده و در عمق چاه وسط مغازه ، رها میشود ! یک چاه در میان مغازه دهان باز کرده و هر سه مشتری را میبلعد . بعد از ساعتی نیروهای آتش نشانی منطقه کن تهران ، مرد جوان را زنده خارج کرده ولی متاسفانه هر دو کودک سه و چهار ساله کشته میشوند .

سکانس دو ، اولین نگاه نا پاک

پرستار اول _ من برم یه سری به فرشته کوچولو بزنم .

پرستار دوم _ خوب میکنی ، دستت درد نکنه یه نگاهی هم به تخت هشت بزن

پرستار اول _ همون دختر بچه که تبش قطع نمیشه ؟

پرستار دوم _ آره عزیزم ، البته تبش کم شده . تا برگردی منم یه کم پرونده ها رو سرو سامون بدم

پرستار به آرامی وارد اتاق دختر بچه میشود . چشمش به صحنه وحشتناکی میافتد . زانوانش به لرزه میافتد . با تمام نیرو فریاد میکشد .

پرستار _ کثافت کثافت چیکار میکنی ؟

مرد دیو سیرت جوانی وحشت زده با سرو وضعی آشفته و چندش آور، از روی تخت دختر بچه بیمار پائین پریده و با سرعت بیرون میرود . پرستار سعی میکند تا مانع شود ولی توان مقابله با مرد را نداشته و با ضربه ای که به سینه اش میخورد ، روی زمین میغلطد . پرستار دیگر با شتاب به محل حادثه میدود  مرد ضربه ای هم به او زده و با سرعت از پله ها پائین میرود . به زودی حراست و دکتر کشیک بالای سر کودک حاضر شده و به مداوا میپردازند .

کودک و شیطان صفت ها

متاسفانه دختر بچه سه ساله با بیرحمی مورد تجاوز قرار گرفته است ! او زیر نظرکادر درمانی ، قرار میگیرد . به زودی مشخص میشود مرد متجاوز که از کارکنان بیمارستان بوده ، توسط حراست بیمارستان شناسائی و اطلاعات وی به پلیس شیراز داده میشود. پلیس او را در یکی ار محله های شیراز ، که مخفی شده بود ، دستگیرمیکند . بعد از چند روز حال عمومی دختر بچه مساعد گزارش میشود .

سکانس سوم _ مسافری گرسنه

من برم راننده رو _ اون کلاچ و دنده رو

گاز و فرمون رو ببین _ شور و حال بنده رو !

خدایا شکرت ، دخل امروزمون هم جور شد . برم خونه یه لقمه نون با اهل و عیال بزنم و یه چرتی هم بزنم ، تا شب . آره اگه خدا قابل بدونه و عمری عنایت کنه طرفای عصر یه دوری میزنم و درست و حسابی سور و سات امروز رو جور میکنم ، حالا یه چیزی گوش کنم تا برسم خونه ، خب بخون بینیم داش عباس صدا خوشگله ! آهان برو بریم

پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت دارام دارام دیریم دیریم

برگشتنی یه دختری خوشگل و با محبت دیریم دیریم دارام دارام

همسفریمون شده بود باها…. نفهمیدم چی شد ؟ این چه صدائیه ؟ نداشتیم از این حرفا ! بزار بزنم بغل ببینم چه خبره ؟

صدای موسیقی یا گریه کودک

اتومبیل کرایه به سرعت در کنار خیابان پیروزی تهران ، توقف کرده و راننده میان سالی خود را به عقب اتومبیل رسانده و با شتاب صندوق عقب را باز میکند . یک کودک نوزاد شیرخوار در حالیکه از گریه ریسه رفته بود به راننده براق میشود !

راننده _ ای ننم ، ای بابام ، این دیگه چه آشیه ؟ کی این آش  واسه من یتیم  بار گذاشته ؟ چه خاکی تو سرم کنم ؟ خدایا خودت یه حالی بده نذار گرفتار بشم . برم خونه ؟ ای وای نه ، برم خونه اخویم ؟ ای وای نه ، برم خونه آباجیم ؟ ای وای نه ، برم پلیس ؟ ای وای نه اما نه ای وای آره برم پلیس بهتره بگم حضرت کلانتری والله ما صب از فرودگاه دو تا خانم روسوار کردیم برای پل چوبی ، خب ؟

ماجرای تاکسی در بازار

خب بعد که خالیشون کردیم ، دو تا آدم باحال مثل جنابعالی متشخص رو سوار کردیم واسه بازار خب ؟ خب بعد که تو دهنه بازار خالیشون کردیم سه تا نازنین بانو رو بار زدیم واسه ایستگاه قاسم آباد تهران نو خب ؟ خب بعد دیدیم نزدیک اذون ظهره الله واکبر،  گفتیم بریم خونه پیش خانم بچه ها داشتیم میرفتیم زیر لب میگفتیم پارسال بهار دسته ..  نه ولش کنین باس ببخشید یهو یه صدائی رسید به گوشمون که دیدیم صدای این زبون بسته است که گویا بسیار هم گشنه تشریف داشتند جناب . حالا هرچی دستور بفرمائید ما و چهار چرخمون درخدمتیم . خونه رو هم بیخیال میشیم حضرت کلانتری !

رئیس کلانتری 121 سلیمانیه نوزاد را طی یک صورتجلسه به بیمارستان فرستاده و تحقیقات برای رسیدن به حل ماجرا را آغاز میکند .

سکانس چهارم _ دختر بهشتی

عزیزم میدونم که داری درد میکشی ولی من پدرتم . من صلاح تو رو میخوام . تو چه میفهمی که کجا داری زندگی میکنی . بابات فدات بشه اینجوری نیگام نکن شرمنده میشم به مولا . از چشای نازت شرمسارم . بابا جون میدونی که چقدر میخوامت . قول مرغ عشق بهت داده بودم قول مرغ مینا بهت داده بودم . همه جا رو زیر پا گذاشتم تا تو رو خوشحال کنم نبود که نبود . بابا جون چرا تو صورت من چنگ میزنی ؟ چه زوری هم داری ماشاالله ! بابا جون کودک خوشگلم چرا عرق کردی ؟ این کفا چیه از دهنت زده بیرون ؟ دختر عزیزم من فقط به خوشبختی تو فکر میکنم ! دختر جواهرم تو رو به خدا میسپارم تو باید بری بهشت ! اگه لایق بودم تو بهشت میبینمت !

دو ساعت بعد در کلانتری

تلفن نیروی انتظامی به صدا در میآید . دکتر کشیک بیمارستان جم در عسلویه با فرمانده پلیس کشیک شب تماس میگیرد : سلام جناب سروان ، خواهش میکنم برای یک فقره قتل عمد ، به بیمارستان تشریف بیاورید ! پدری دختر هشت ساله خود را خفه کرده و مرتب فریاد میزند که میخواسته او را از این دنیای وحشی دور کرده و به بهشت بفرستد .

بیچاره کرونای کودک کش !

این همه بیچارگی انسان و یک سئوال که چرا کرونا باید زائیده شود ؟ این همه جنایت بشر و یک سئوال که چرا از ویروس کرونا باید ترسید ؟ این همه انسان کودک کش و یک سئوال که چرا وقتی کرونا کودک میکشد ، بر خود میلرزیم ؟

شرمندگی برای ما یا کرونا؟

در این دنیای وحشی با کودکان چه میکنیم ؟ کودکان آواره جنگی ، کودکان آواره قحطی ، کودکان آواره سفره خالی !میگن کرونا کودک هم میکشه ! انسانهای نا پاک چطور؟ آیا اینها نماینده ویروس کرونا نیستند ؟ ما با نمایندهای کرونا چکنیم ؟ ما با این چهار اپیزود واقعی زندگی چکنیم ؟ این جنایات هر روزه در سینمای بشردرحال اکران هستند ! سکانسهای شرمندگی !

 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 − دو =

دکمه بازگشت به بالا