تحلیل خبردسته‌بندی نشده

بهار96 ، 97 ، 98 ، 99 ماسک ، کوئید 19

ماسک ، کوئید 19

بهار96 ، 97 ، 98 ، 99 ماسک ، کوئید 19Reviewed by مدیر سایت تاتیرو on Apr 17Rating: 5.0بهار96 ، 97 ، 98 ، 99 ماسک ، کوئید 19شاید بهار بیاید بدون هیچ پرنده ای بدون هیچ پروازی شاید مردم راضی باشند که در بهار آینده حتی چلچله ها هم نیایند ! اما خوشا بهاری که ماسکها برای همیشه نابود شوند

بهار96 ، 97 ، 98 ، 99 ماسک ، کوئید 19

یک پست با یادداشتهای پاره پاره یه تهرونی !

 

یه زمانی بهاری بود ، حالی بود.

زیاد عقب نریم ، بهار سال 95 ، عید آمد و همه خرسند . بازار شلوغ و رفت آمد زیاد وپر ترافیک ، خرید های نوروزی در عطربهاری ، همه اقلامی خریداری میشد جز ماسک ! اصلا ماسک چیه ؟ به هر کی میگفتی ماسک ، با تعجب میگفت ماسک همونه که تو بالماسکه میزنند ؟! باز میگفتی بابا جون فقط بالماسکه نیست که ! میگفت آهان زورو رو میگی ! باز میگفتی بابا جون ماسک ! میگفت از اون چیزا که تو جنگ میزنند ، زمان حمله شیمیائی ؟ یا تو اتاقهای جراحی وقتی دکترا دارند دل و جیگر طرف رو اینور و اونور میکنند ! بعد که مایوس میشدیم میگفتیم خدا نصیب نکنه پوشاکی  بیاد که لبخند رو بپوشونه !

 

بعد رفتیم در بهار 96

بهاردیگر که رسید باز مردم با اینکه کمی جیبهاشون لاغر شده بود ، ولی خوشحال و پر جنب و جوش بودند . باز یه عده ای با لبخندی تقریبا واقعی ، رفتند سمت شیرینی و آجیل . باز عده ای بودند که میرفتند اتاق پرو ! با اینکه زمزمه هوای آلوده و غبار محلی و داخلی و خارجی به گوش میرسید اما باز همه وفاداران بهار بودند همراه با تنفس در عطرشکوفه ها ی بهاری . وقتی از ماسکها صحبت به میون میومد ، اغلب با اکراه با این پیراهن دهان ، روبرو میشدند ! مردم دوست داشتند تا با لب و دندانهایشان ارادتمند شوند ! اما بالاخره هوای آلوده جدی بود و برای یه عده سم  ، پس برخی رفتند در سنگر ماسک . مردم دیگر با تاسف به این ماسک زادگان ، مینگریستند !

 

بهار 97 از راه رسید

آقا چه بهار خوبی ، کمی جیبها چاق شد . بچه ها چه زیبا به بابا نگاه میکردند . بابا چه زیبا به مادر نگاه میکرد . مادرچه زیبا به کودکان نگاه میکرد . بوی بهار، عطر گلها با بوی وانیل قنادها ، در فضا آکنده شده بود . کودکان چون مدلهای مجلات بوردا شده بودند .

شیک شیک شیک ! اما باز از اینور و اونور شنیده شد که یه سری پرنده اومده ! شنیده شد ، اینکه چیزی نیست ، در بهار تمام پرندگان عالم مجوز پرواز گرفته اند . اما شنیده شد ، نه بابا این پرنده مهمون جدیده ! میگن سفید بالکان هستند . گفتند چه تعدادی ؟ گفتند به اندازه موی سر بندگان خدا شایدم کمی بیشتر ! گفتند این همه پرنده نکنه قد دایناسور باشند ؟ با ریشخند گفتند : نه بابا گنده شون از نوک سوزن بزرگتر نیست ! اما برای اینکه این سفید بالان نازنین وارد مشام و ریه تون نشند ! بهتره ماسک بزنین !

مردم متوجه شدند که ، یواش یواش صدای پای ماسک در زندگیشون شنیده میشه ! وقتی همه با این ریز نازنینان که اصلا معلوم نبود از کجا و به دعوت کی ، وارد زندگیشون شده ، روبرو شدند . باز با اکراه ماسک زده و از میان جماعت سفید بالان تازه وارد عبور کردند . مردم از اینکه لبخندهاشون رو به واسطه ماسکها ، باید از هم پنهان کنند ، آزرده شده بودند .

 

یاد بهار 98 به خیر!

آقا چه بهاری ! سال به سال ، اما معلوم نیست دریغ از چه سالی !؟ سال خوشی در تاریخ گمگشته و گذشته ! باز بازار، باز شادی ، باز باران ، باز هوای خوش ، و باز بوی ماهی های سرخ شده در کوی و برزن ! آقا شنیدین ؟ چی رو ؟ پرنده های نو رسیده ؟ سفید بالان ؟ نه بابا این یکی کمی تپل تره بهش میگن شاپرک ! مگه ندیدین ؟ در هوای شهر پر شده !

بهتره برای دور بودند ازغبار بالهاش ماسک بزنین ! بالاخره بهاره و امکان داره این پرنده های زیبا هم آدما رو دچار آلرژی کنند ! ای بابا ، چطوره هر آدمی برای سرقفلی زندگیش از این به بعد ،  یه ماسک داشته باشه ! چطوره ؟

 

وای از بهار 99

بیچاره مردم دیگه فرصت لاس زدن با بهار رو پیدا نکردند ! یک باره همه نگرون شدند. تا یکی به اون یکی میرسید ، از هم جویا میشدند که آقا شنیدین باز یه پرنده ؟ ای وای بازسفید بالان ؟ نه بابا صد رحمت به سفید بالان ! ای وای باز شاپرکان ؟ نه بابا هزار رحمت به شاپرکان ! پس دیگه چه پرنده ای ؟

خفاش اومده ! کو کجا ؟ خودش که نه اما خبرش اومده ! همراه با هدیه نوروزی برای ملت نوروز پرور از ملت چشم بادامیها ! چه هدیه ای ؟ کرونا ست هدیه نوروزی این پرنده خون آشام ! هیاهو شد ! ولوله شد ! غوغا شد ! قیل و قال شد ! و دیگه خبری از بوی اسکناس لای کتاب نیامد !

بوی توپ بوی عیدی بوی خوش بهاری نیامد ! آقا زندگی رو ولش کن ! اتاق پرو رو ولش کن ، حمله به ماسک ! چرا حمله ؟ مگه همین ماسک نبود که اکراه داشتین ؟ آقا ولش کن این حرفا رو! مردم دارند توی کوی و برزن ، کف خیابون ولو میشن !

پس بهار چی شد ؟ بهار و بهار بازی قدغن ! پس نشاط جامعه چی شد ؟ نشاط و شادی قدغن ! پس تبریک نوروزی چی شد ؟ تبریک نوروزی قدغن ! روبوسی سال نو چی شد ؟ روبوسی هم قدغن ! پس واقعا صد سال به این سالها !

 

و میرسد بهار 1400

 

شاید بهار بیاید بدون هیچ پرنده ای بدون هیچ پروازی شاید مردم راضی باشند که در بهار آینده حتی چلچله ها هم نیایند ! اما خوشا بهاری که ماسکها برای همیشه نابود شوند ! باز سفره ها چیده شوند با هفت سین بدون سین صابونی ! باز پرستوها پرواز کنند !البته اگه یهو آرکئوپتریکس که پرنده دایناسورهاست ، نیاد ! اگه بیاد که باید خودمون رو یه نیشگون بگیریم چون اگه روز اول سفید بالان رو کله میکردیم ، کار به شاپرک و خفاش نمیرسید ! نمیدونیم ویروس پرنده دایناسورها چیه ؟! حالا اون رو ولش کن فعلا با کرونا طرفیم !نام کرونا با هیتلر و آتیلا دفن شود ! فقط بلبلان بخوانند و اسکناسها از لای کتاب دیده شوند ! ماهی های سفید از پاکت هایشان به سبزی پلو سلام بگویند ! و باز بهار واقعی و با اصالت ، عطر خودش را در فضا پخش کند و مردمان خسته از رنج سال نود ونه ای با فراق بال یک نفس عمیق بکشند بدون ماسک !

یک آرزوی شیرین ،  ماسک وارد قصه ها شده است و مردم با هم بگویند یک صدا  بهاران خجسته باد بهاران خجسته باد بهاران خجسته باد از حالا بهار 1400 قدمش خیر باد .

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + 18 =

دکمه بازگشت به بالا