مترو نویس

ایستگاه مترو سن تئاتر میشود در دوران کرونایی

ایستگاه مترو

ایستگاه مترو سن تئاتر میشود در دوران کروناییReviewed by مدیر سایت تاتیرو on Mar 28Rating: 5.0ایستگاه مترو سن تئاتر میشود در دوران کروناییدر خلوت ایستگاه ، در حسرت قدمهای مسافرین شاد ، سکوت مترو قدغن ) ( صدای مکرر پشت میکروفنجویدن لقمه تکراری قدغن ) ( روی خط زرد روی هر خطی قدغن ) ( پیچیدن صدای سکه ، در غیاب همهمه مسافرین ، آمد و شد بیهوده قدغن ) ( آوای جوان رعنا ، در غفلت عشق سوخته ، شکسته شدن دل قدغن )

ایستگاه مترو سن تئاتر میشود در دوران کرونایی

یک پست مترو نویس

 

بازیگران امروزی ایستگاه مترو !

در ایستگاه بهشتی ، خلوتی مرموزی به چشم میخورد . کرونای لعنتی همه را خانه نشین کرده است . مامور ایستگاه روی

نیمکتی نشسته و چشم انتظار مسافری است که سکوت ایستگاه را بشکند . مرد نظافتچی بنا بر وظیفه همچنان تی را رویکف تمیز سالن ، به چپ و راست هدایت میکند. او گاهی با یک بطری اسپری روی صندلی ها را ضد عفونی میکند .

صدای پایش مواد ضد عفونی در خلوتی ایستگاه ، به گوش میرسد ( پیس پیس ، پیس پیس ) . مردی میان سال به آرامی

وارد سالن شده و روی صندلی های انتظار مینشیند . دفتر دستکی در دستش میباشد و با نوشتن مطلبی خود را مشغول میکند.

مامور مراقبت ایستگاه برخاسته و چند قدمی برای رفع تکلیف میزند  .

 

حال و روز این روزهای ایستگاه مترو !

بلند گوی ایستگاه مترو _ وقت بخیر ، قطار در حال ورود به ایستگاه میباشد . لطفا پشت خط زرد بایستید !

قطار بدون مسافر ، وارد ایستگاه میشود . درهایش را برای پذیرش مسافرمیگشاید . قدری میایستد . قطار بدون مسافر

مایوسانه درهایش را بسته و از ایستگاه خارج میشود . مامور ایستگاه با تعجب نیم نگاهی به مرد میان سال که تنها مسافرایستگاه میباشد ، کرده و به قدم زدنش ادامه میدهد . مرد تقریبا چاقی به سکوی روبروئی وارد میشود . باتعجب به خلوتی ایستگاه نگاهی میکند . سکه ای از دستش رها شده وروی زمین رقصان میشود . صدایش در کل ایستگاه میپیچد .

( تلق )هر سه مرد اینطرفی به جهت صدا نگاهی می اندازند . مرد چاق سکه اش را برداشته و خود را روی صندلی رها میسازد.

 

مسافرانی که مسافر نیستند !

بلندگوی ایستگاه مترو _ وقت بخیر ، قطار در حال ورود به ایستگاه میباشد . لطفا پشت خط زرد بایستید !

قطار در جهت مخالف وارد ایستگاه میشود . هر سه مرد اینطرفی به قطار خیره میشوند . قطار حامل تک و توکی مسافراست.

بعد از لحظاتی قطار از ایستگاه خارج میشود . مرد چاق در ایستگاه نیست . مرد میان سال همچنان مینویسد . مامورهمچنان به آرامی قدم میزند و چرتکه زندگی را در ذهنش بالا و پائین میکند . پسر جوان خوش تیپی وارد ایستگاه شده و روی صندلی مینشیند . او به سیاهی تونل خیره میشود . مرد نظافتچی همچنان کف سالن را تی میکشد . او نزدیک پسرجوان میشود . پسر جوان به خود آمده و پایش را بلند میکند . تی از زیر پایش عبور میکند .  مرد نظافتچی

با تی خود ، به قدم زدنش ادامه میدهد . باز صدای گوینده ایستگاه سکوت را میشکند .

 

ترانه ای که برای ایستگاه مترو کوک شد !

بلند گوی ایستگاه مترو _ وقت بخیر ، قطار در حال ورود به ایستگاه میباشد . لطفا پشت خط زرد بایستید !

پسر جوان با پوزخندی به سرتاسر ایستگاه نگاهی میاندازد . مامور ایستگاه ایستاده و منتظر ورود قطار به ایستگاه میشود .

مرد میان سال همچنان با تانی ، مینویسد . قطاربدون مسافر وارد ایستگاه میشود . درهایش را برای پذیرش مسافر میگشاید.

قطار بدون مسافر ،مایوسانه درهایش را بسته و از ایستگاه خارج میشود . مامور ایستگاه نیم نگاهی به دو مسافر میکند و با

تعجب به قدم زدن آرامش ، ادامه میدهد . پسر جوان سرش را به دیوار تکیه داده و پایش را دراز میکند . بعد از لحظاتی به

آرامی آوازی برای دلش میخواند . صدای خوشی دارد . به خاطر خلوتی ایستگاه ، صدایش برای همه قابل شنیدن میباشد .

پسر جوان _ دل من مرده و افسوس که کسی ……مرگ خوشبختی رو باور نداره ……..تاریکی خونت خراب خونت خرابکه میای آفتابو از من میگیری ….. آدما حیرون شدن … اسیر زندون شدن  زندونی که دیوار نداره ….

 

کرونا حتی روزی زن دستفروش را هم خورد!

مامور ایستگاه به جای تذکر، ترجیح میده که صدای جوان در ایستگاه بپیچد . مرد میان سال همچنان و با تانی مینویسد.

زن تقریبا قد بلندی از طرف دیگر ایستگاه وارد میشود . در دستش مقداری خرت و پرت دیده میشود . شونه ، برس ،تل سر

گل سر و …. مایوس وار به حال و هوای ایستگاه نگاهی میاندازد . چند لحظه ای به صدای جوان گوش میدهد . بلند گوی

ایستگاه خلوت محیط را به هم میزند .

 

سفره زن پهن نشده جمع شد !

بلند گوی ایستگاه مترو _ وقت به خیر ، قطار در حال ورود به ایستگاه میباشد . لطفا پشت خط زرد بایستید !

قطاربدون مسافر، از جهت مخالف وارد ایستگاه میشود . بعد از مدتی حرکت کرده و از ایستگاه خارج میشود . بعد از

خروج قطار ، زن دستفروش دیده میشود . او ترجیح داده تا سوار قطار خالی نشود . زن دستفروش در حالیکه نومید و

دلسرد است . زندگیش را به دنبال خود کشیده و از ایستگاه خارج میشود . تمام حرکات زن زیر نگاه چهار مرد اینطرف

ایستگاه میباشد . بعد از خروج زن ، مامور همچنان قدم میزند . مامور نظافت همچنان تی میکشد . جوان خوش تیپ ، زیر

لب نجوا میکند . مرد میان سال برخاسته تا خارج شود . از کنار مامور نظافتچی میگذرد .

 

مامور نظافتچی : شما هم تشریف میبرین ؟ این روزا کسی مشتری مترو نیست !

مرد میانسال : خواستیم زمانی بگذرد که گذشت !

مامور نظافتچی : نوشتنیات تموم شد؟

مرد میانسال : مشق شبم بود ! میخوای بخونی ؟

مامور نظافتچی : اگه میشه بدم نمیاد !

مرد میانسال دست نوشته اش را به وی داده و با لبخندی از ایستگاه خارج میشود . مامور نظافتچی تی را به دیوار تکیه داده

و روی صندلی مینشیند . او سرگرم خواندن میشود .

 

نخواندن غمنامه قدغن !

متن دست نوشته ( در خلوت ایستگاه ، در حسرت قدمهای مسافرین شاد ، سکوت مترو قدغن )

( صدای مکرر پشت میکروفنجویدن لقمه تکراری قدغن )

( روی خط زرد روی هر خطی قدغن )

( پیچیدن صدای سکه ، در غیاب همهمه مسافرین ، آمد و شد بیهوده قدغن )

( آوای جوان رعنا ، در غفلت عشق سوخته ، شکسته شدن دل قدغن )

( همپا شدن با تی خسته ، برای نابودی ویروس مهاجم ، زایش ویروس کرونا قدغن )

( در حسرت قیل و قال ، قدم زدن بیحاصل ، انجام وظیفه قراردادی قدغن )

( سفره زن دستفروش ، خالی از موهای در قرنطینه ، بزم برسها و شانه ها قدغن )

( قطارهای خالی نفس راحت ریلها ادامه کار مترو قدغن )

( بودنم در مترو قدغن ، حضور در تجمع قدغن دیدن روزهای تلخ قدغن ، تنفس در هوای آلوده قدغن ) .

دست نوشته حال مامور را خوب میکند.

مامور نظافتچی کاغذ را با دقت تا کرده و در جیب میگذارد . برخاسته و باز تی را به حرکت در میآورد . مامور ایستگاه

به آرامی قدم میزند . جوان خوش تیپ زیر لب ترانه ای را حس میکند . صدای گوینده ایستگاه به گوش میرسد .

بلند گوی ایستگاه مترو _ وقت بخیر ، قطار در حال ورود به ایستگاه میباشد . لطفا پشت خط بایستید !

قطار بدون مسافر وارد ایستگاه میشود .

قطار بدون مسافر خارج میشود .

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 3 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن